دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٧ - ٢٧ حجر بن عدى
مُصعَب بن زُبَير، دو فرزند حُجْر (عبيد اللّه و عبد الرحمن) را پس از به بند كشيدن، به قتل رساند.
على ٧ از شهادت او خبر داده بود و شهادت او و يارانش را به شهادت «اصحاب اخدود»،[١] مانند كرده بود.
٦٤٠٥. الأمالى، طوسى به نقل از ربيعة بن ناجذ، پس از غارت سفيان بن عَوف غامدى و درخواست على ٧ از مردم براى حركت به سوى او و تن زدن ياران امام ٧: حُجْر بن عَدى و سعد بن قيس برخاستند و گفتند: اى امير مؤمنان! خدا برايت بد نياورد! به ما فرمان ده تا پيروىات كنيم؛ زيرا كه به خداى بزرگ سوگند ما در اطاعت تو، بر از ميان رفتن دارايىمان و كشتهشدن افرادمان بىتابى نمىكنيم.
٦٤٠٦. تاريخ اليعقوبى در يادكردِ غارت ضَحّاك در قُطقُطانه[٢] و فراخوانى امام ٧ از مردم براى رفتن به جنگش: حُجر بن عَدى كِندى روبهروى او ايستاد و گفت: اى امير مؤمنان! خداوند، هر كس از [عشيره] من را كه دوستدار نزديكى به تو نيست، به بهشت نبرد!
تو همان گونه عمل كن كه وظيفه خود مىبينى؛ چرا كه حق، يارى مىشود و شهادت، برترين روزى است. افرادى با خلوص را همراهم كن و با حُسن تدبيرت مرا پشتيبان باش و خداوند، پشتيبان انسان و خانودهاش است. شيطان از دلهاى بيشتر مردم جدا نمىشود تا آنگاه كه روحشان از پيكرشان جدا شود.
چهره على ٧ با شنيدن اين سخن از شادى برافروخته شد و حُجر را تحسين كرد و فرمود: «خداوند، تو را از شهادت كه من مىدانم شايسته آنى، محروم ندارد!».
[١] در سوره بروج، آيه ٣، به« اصحاب اخدود» اشاره شده است؛ مؤمنانى كه قومشان آنها را مجبور به رها كردن دينشان نمودند و چون خوددارى ورزيدند، آنها را در گودالهاى آتش افكندند( ر. ك: بحارالأنوار: ج ١٤ ص ٤٣٨« قصّة أصحاب الاخدود»).
[٢] قُطقُطانه، جايى در نزديكى كوفه از سمت صحراى« طف» است. زندان نعمان بن منذر( پادشاه حيره) در آن جا بوده است( معجم البلدان: ج ٤ ص ٣٧٤).