دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١ - ١١ احنف بن قيس
«ضحّاك» و «صَخْر» گفته شده و از بزرگان تميم است. او به روزگار پيامبر ٦ مسلمان شد؛ امّا پيامبر خدا را نديد.
احنف را به بردبارى و بزرگوارى ستودهاند و گاه، شرححالنگاران در نقل نمونههايى از اين بردبارى و بزرگوارى به افراط گراييدهاند.[١]
احنف در زمان خلافت عمر، از فرماندهان لشكر در فتح خراسان بود و در زمان عثمان، مَروْ را فتح كرد. او در جنگ جمل با مولا ٧ همراهى نكرد؛ امّا با كنارهگيرى وى از طرفين جنگ، چهار هزار نفر از قبيله وى از همراهى با عايشه سر باز زدند. عايشه او را به همراهى دعوت كرد؛ امّا او با سخنانى هوشمندانه موضع عايشه را ناروا دانست.
او در جنگ صِفّين، از فرماندهان سپاه امام ٧ بود و در جريان حَكَميت، پيشنهاد كرد كه او را به جاى ابوموسى، حَكَم قرار دهند. او در آشوب ابن حَضْرَمى، اعتزال پيشه كرد و از على ٧ دفاع نكرد. سياست او مبنى بر مسامحه و همراهى با قوم و قبيله خود و دورى از تنش بود.
[١] در تاريخ الإسلام: ج ٥ ص ٣٤٥ ش ١٣٦ و وفيات الأعيان: ج ٢ ص ٤٩٩، آمده است:« به او در بردبارى مَثَل زده مىشود».