دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٩ - ٩٧ هاشم بن عتبه
و سپس گفت: امّا بعد؛ اى امير مؤمنان! من از اين قوم به خوبى آگاهم. اينان با تو و پيروانت دشمناند و با كسى كه محصول دنيا را مىجويد، دوستاند.
آنان در پيكار و جنگ با تو، از هيچ كوششى فروگذار نمىكنند و اين [مخالفت] به جهت بخل در نگه داشتن دنيا و براى حفظ آن چيزى از دنياست كه در دست دارند و جز آن، هدف ديگرى ندارند و تنها دستاويزشان براى فريب نادانان، خونخواهى عثمان است.
دروغ مىگويند و به خونخواهى عثمان برنخاستهاند؛ بلكه دنيا را مىجويند. ما را به سوى ايشان حركت بده. پس اگر به حق، پاسخ مثبت دادند، ديگر پس از حق، گمراهىاى باقى نخواهد ماند، و اگر جز دو دستگى را نمىخواهند كه همين گمان هم به آنها مىرود [لشكركشى به سوى آنها موجّه خواهد بود].
به خدا سوگند، نمىبينم كه آنان بيعت كنند؛ زيرا كسى در ميان آنان است كه اگر از نيكىها باز دارد، اطاعت مىشود و اگر [به نيكى] فرمان دهد، سخنش را نمىشنوند
٦٦٨٣. وقعة صِفّين به نقل از هاشم بن عتبه، در پاسخ به درخواست على ٧ براى حركت به سوى صِفّين: اى امير مؤمنان! ما را به سوى اين قوم سنگ دل، حركت بده؛ كسانى كه كتاب خدا را پشت سر افكندند و با مردم، رفتارىمخالف خشنودى خدا پيشه ساختند، و حرامش را حلال، و حلالش را حرام شمردند، و شيطان بر آنان مسلّط شد و وعدههاى واهى به ايشان داد و آرزوهاى دور و دراز به ايشان نماياند تا آنان را از راه به در برد و آهنگ انداختن آنان به پرتگاه كرد و دنيا را محبوبشان ساخت.
آنان از سرِ دلبستگى به دنيا مىجنگند، همان گونه كه ما شيفته تحقّق وعده خدايمان در سراى آخرتيم.
و تو اى امير مؤمنان نزديكترين خويشاوند پيامبر خدايى و برترينِ مردم از نظر پيشينه و عملكردى و آنان نيز همين را كه ما درباره تو مىدانيم، مىدانند؛ امّا نگونبختى بر آنان نوشته شده است و هواى نفس، آنان را منحرف كرده و ستمكار گشتهاند.
دستان ما در راه فرمانبردارى و اطاعت، به سوى تو گشوده است و دلهاى ما به خيرخواهى تو گشاده است، و جانهاى ما به يارى تو در برابر هر كس كه با تو مخالفت ورزد و بخواهد حكومت را در دست گيرد، شادمان است.
به خدا سوگند كه دوست ندارم همه آنچه را كه زمين بر دوش كشيده و آسمان بر آن سايه افكنده است، براى من باشد و با دشمنت دوستى كنم و يا با دوستت، دشمنى بورزم.