دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٧ - ٩٧ هاشم بن عتبه
٦٦٧٩. الإصابة به نقل از مرزبانى: چون خبر كشتن عثمان به كوفيان رسيد، هاشم به ابوموسى اشعرى [والى كوفه] گفت: ابوموسى! بيا و با بهترينِ اين امّت، على ٧ بيعت كن.
گفت: شتاب مكن.
پس هاشم، يك دستش را روى دست ديگرش نهاد و گفت: اين [دست] براى على و اين [دست] براى خودم و با على ٧ بيعت كردم. و سرود:
|
با على بيعت مىكنم و به كسى اهمّيتى نمىدهم |
و از حاكم اشعرى نمىهراسم. |
|
|
با او بيعت مىكنم و مىدانم كه خشنود مىسازم |
با اين كار، خدا و پيامبرش را. |
|
٦٦٨٠. امام على ٧: قصد داشتم هاشم بن عُتبه را بر مصر بگمارم و اگر او را به آن جا گمارده بودم، ميدان را بر ايشان (معاويه و عمرو بن عاص) باز نمىنهاد و به ايشان فرصت نمىداد، بى آن كه بخواهم محمّد [بن ابى بكر] را نكوهش كنم كه او محبوب و دستْ پرورده من بود.
٦٦٨١. امام على ٧: خداوند، محمّد [بن ابى بكر] را رحمت كند؛ جوانى نورس بود!
هان! به خدا سوگند، قصد كرده بودم كه هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص مِرقال را بر مصر بگمارم. به خدا سوگند، اگر او حكومت آنجا را به دست مىگرفت، ميدان را براى عمرو عاص و ياورانش باز نمىگذاشت و كشته نمىشد، مگر آن كه شمشيرش در دستش بود.
٦٦٨٢. وقعة صِفّين به نقل از عبد الرحمن بن عبيد بن ابى كنود: چون على ٧ خواست به سوى شاميان حركت كند، كسانى از مهاجران و انصار را كه با او بودند، فرا خواند و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «امّا بعد؛ شما فرخنده رأى و خردمند و حقگوييد و كار و فرمانتان مبارك است. ما آهنگ عزيمت به سوى دشمن خود و شما را داريم. نظر خود را به ما بگوييد».
هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص برخاست و خدا را آن چنان كه شايسته اوست ستود