دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٧ - ٨٩ مسلم مجاشعى
او نياى بزرگِ مورّخ ارجمند و بزرگ شيعى ابومخنف است. جملاتى از امام على ٧ در ستايش و نكوهش او نقل شده است.
٦٦٥٤. اسد الغابة: مخنف بن سليم، از صحابيان بود و على بن ابى طالب كه خدا گرامىاش بدارد او را بر حكومت اصفهان گمارد و با على ٧ در صِفّين، حاضر بود و پرچم قبيلهاش ازْد را به دست داشت.
٨٩ مُسلم مَجاشِعى
مُسلم، به هنگام حكومت حُذَيفة بن يَمان بر مدائن، در آن ديار مىزيست. پس از روزگار خلافت عثمان بن عَفّان و ابقاى حذيفه بر حكومت آن ديار از سوى على ٧، حذيفه نامه امام ٧ را براى مردم، قرائت كرد و آنان را به بيعت با على ٧ فرا خواند و در عظمت آن بزرگوار، سخن گفت.
پس از بيعت مردم، مسلم از حذيفه خواست تا حقيقت آنچه را كه گذشته است، بازگويد، و او چنين كرد و مسلم، شيفته على ٧ شد و در عشق به آن بزرگوار، بدان سانْ استوار گام برداشت كه على ٧ در هنگام جنگ جمل، درباره او فرمود: «اين جوان، از كسانى است كه خدا دلش را از نور و ايمان، آكنده كرده و او كشته مىشود ...».
و در آن روز، او كه دستانش قطع شده بود نخستين كسى بود كه شهد شهادت نوشيد.
٦٦٥٥. المناقب، خوارزمى به نقل از مُجْزَأه سُدوسى، در يادكردِ حوادث جنگ جمل: چون دو لشكر (لشكر امير مؤمنان و لشكر اصحاب جمل) با هم روبه رو شدند،