دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٧ - ٨١ قيس بن سعد بن عباده
در ميان شاميان، شايع شد كه قيس بن سعد با معاوية بن ابى سفيان، بيعت كرده است و جاسوسهاى على بن ابى طالب ٧ اين را گزارش دادند.
على ٧ چون باخبر شد، آن را باور نكرد و آن را [امرى] بزرگ و شگفتانگيز شمرد و پسرانش و عبد اللّه بن جعفر را فرا خواند و آنان را از موضوع، باخبر كرد و نظر آنان را جويا شد.
عبد اللّه بن جعفر گفت: اى امير مؤمنان! آنچه را كه به ترديد مىاندازدت، كنار بگذار و به جاى آن، چيزى را كه يقينى است، برگزين. قيس را از [حكومت] مصر بركنار كن.
على ٧ به آنان فرمود: «به خدا سوگند، من اين [تهمت] را درباره قيس، نمىپذيرم و باور نمىكنم».
عبد اللّه گفت: اى امير مؤمنان! او را بركنار كن. به خدا سوگند، اگر اين [اتّهامْ] درست باشد، اگر بركنارش هم كنى، از تو جدا نمىشود.
٦٦١٩. تاريخ الطبرى به نقل از ابومخنف: نامهاى از قيس بن سعد آمد كه در آن نوشته بود: به نام خداوند بخشاينده مهربان. امّا بعد؛ من به امير مؤمنان [على] كه خدا گرامىاش بدارد خبر مىدهم كه مردانى نزد مناند كه [از درگيرى] كنار كشيدهاند و از من خواستهاند كه از آنان، دست بكشم و آنان را به حال خود وا نهم تا كار مردم به سامان رسد و ما به كار خود باشيم و آنان نيز بر نظر خود باشند. من صلاح ديدم كه از آنان دست بردارم و براى جنگ با آنان، شتاب نكنم و در اين ميان، با آنان الفت بورزم، تا شايد خداى عز و جل دلهايشان را به سوى ما كُند و آنان را از گمراهىشان دور سازد، إن شاء اللّه!
عبد اللّه بن جعفر گفت: اى امير مؤمنان! من بيم آن دارم كه اين كار، سازش با آنان باشد. اى امير مؤمنان! به او فرمان بده با آنان بجنگد.
پس على ٧ به او نوشت: «به نام خداوند بخشاينده مهربان. امّا بعد؛ به سوى كسانى كه گفتى، حركت كن. پس اگر در آنچه مسلمانان به آن داخل شدهاند، درآمدند كه هيچ؛ وگرنه با آنان بجنگ، إن شاء اللّه!».