دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩ - ٥٥ عبد الله بن بديل
جنگ صِفّين، فرمانده پياده نظام (ميمنه) لشكر بود. او همچنين رياست قاريان كوفه را به عهده داشت.
خطابهها و گفتههاى وى نشان مىدهد كه از آگاهى فراوانى در شناخت اوضاع زمان، مردمان روزگار، انگيزهها و كششهاى دشمنان على ٧ برخوردار بود. در هنگامه نبرد، استوار ايستاد و گفت: معاويه چيزى را ادّعا كرده كه از آنِ او نيست و در كار خلافت با كسى به ستيزه برخاسته كه سزاوار خلافت و بىمانند است.
[معاويه] به باطل مىستيزد تا حق را فرود آورد و با اعراب بيابانى و دستههايى [بازمانده از احزاب مشرك] به شما يورش آورده و گمراهى را در ديده اينان آراسته، و بذر فتنه را در دلهايشان كاشته است ... و به خدا سوگند، شما نورى از سوى پروردگارتان، و نيز دليلى روشن و آشكار به همراه داريد.
او با شجاعتى ستودنى و يورشى بىامان، به معاويه نزديك گشت و معاويه چون روزگار را برخود تنگ يافت، دستور داد او را زير بارانِ سنگ گيرند و از پاى درآورند و عبد اللّه [بِدينگونه] به شهادت رسيد.
معاويه او را «كَبْشُ القوم (پيش آهنگ گروه)»[١] ناميد و از دلاورى او با شگفتى ياد كرد و او را در رزمآورى بىهمتا دانست. عبد اللّه را يكى از پنج زيرك عرب شمردهاند.
[١] كبْش، به معناى« قوچ» است و« كبشُ القوم»، كنايه از« سركرده و قهرمان و دلاور گروه» است.( م)