دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١ - ٥٥ عبد الله بن بديل
برادر عبد اللّه، عبد الرحمن نيز در جنگ صِفّين به شهادت رسيد. عبد اللّه تا آخرين لحظات زندگى با تمام توان از مولايش دفاع كرد و در آخرين لحظات حياتش، وقتى همگام و همراهش اسود بن طهمان خزاعى از او سفارش خواست، گفت: تو را به تقواى الهى سفارش مىكنم و نيز به اين كه خيرخواه امير مؤمنان ٧ باشى و همراه او با اين ياغيان متجاوز بجنگى تا يا حقْ چيره گردد و يا تو به خدا بپيوندى، و سلام مرا به او برسان!
و چون على ٧ واپسين كلام عبد اللّه را شنيد، فرمود: «خدايش بيامرزد! در زندگىاش همراه ما با دشمنمان جنگيد، و هنگام وفات نيز از خيرخواهى براى ما دست نكشيد».
٦٥١٩. وقعة صِفّين به نقل از زيد بن وَهْب: عبد اللّه بن بُدَيل در ميان ياران خود ايستاد و گفت: معاويه چيزى را ادّعا كرده كه از آنِ او نيست، و در كار خلافت با كسى به ستيزه برخاسته كه سزاوار خلافت و بى مانند است.
[معاويه] به باطل مىستيزد تا حق را فرود آورد و با اعراب بيابانى و دستههايى [بازمانده از احزاب مشرك] به شما يورش آورده و گمراهى را در ديده اينان آراسته و بذر فتنه خواهى را در دلهايشان كاشته و امر را بر آنها مُشتَبَه ساخته و پليدىاى بر پليدى ايشان افزوده است، در حالى كه به خدا سوگند شما نورى از سوى پروردگارتان، و دليلى روشن و آشكار به همراه داريد.
با اين فرومايگان جفاكار بجنگيد و از آنان نترسيد، و چرا بترسيد، در حالى كه در دست شما، كتابى آشكار و پيدا قرار دارد؟
«آيا از آنها مىترسيد؟ و البته كه اگر با ايمان باشيد، سزاوارتر است كه از خدا بترسيد. با آنان بجنگيد تا خدا آنها را به دست شما مجازات كند و خوارشان سازد و شما را عليه آنان يارى دهد و دلهاى مؤمنان را شاد كند».
من در ركاب پيامبر ٦ با آنان جنگيدهام و به خدا سوگند، آنان اكنون در اين جنگ، پاكتر و با تقواتر و نيكوتر [از زمان كفرشان] نيستند. به جنگ با دشمن خدا و خود برخيزيد.
ر. ك: ج ٦ ص ٣٧ (شهادت عبيد اللّه بن بديل).