دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩ - ٢٢ جويرية بن مسهر
سخنانم به گوش وليد بن عُقْبه (در دوران حكومتش بر ما) رسيد و او هم در پى من فرستاد و مرا به زندان انداخت تا آن كه درباره من با او صحبت شد و آزادم ساخت.
٢٢
جُوَيرية بن مُسهِر
جُوَيرية بن مُسهِر عبدى از ياران ديرين و نزديكان امام على ٧ بود. او فردى شايسته، مورد اطمينان و علاقه امام و دوست او بود. در روزگار خلافت معاويه، زياد [بن ابيه]، دست و پاى او را بريد و وى را به دار كشيد و به شهادت رساند.
٦٤٠٠. الإرشاد: جَوَيرية بن مُسهِر بر در خانه على ٧ ايستاد و گفت: امير مؤمنان كجاست؟
به او گفته شد: خفته است.
جويريه ندا داد: اى خفته! بيدار شو كه سوگند به آن كه جانم به دست اوست، ضربهاى بر سرت نواخته خواهد شد كه ريشت از آن رنگين شود، همان گونه كه پيشتر، خود به ما خبر دادى.
امير مؤمنان، سخن او را شنيد و ندا داد: «اى جويريه! پيش بيا تا تو را از سرگذشت خودت آگاه كنم».
جويريه پيش رفت. [على ٧] فرمود: «سوگند به آن كه جانم به دست اوست،