منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٩
و سرگذشت مباهله را دقيقتر و جامعتر و مبسوطتر از ديگران نقل كرده است. وى تمام خصوصيات مباهله را از آغاز تا پايان از كتاب «مباهله» محمّد بن عبدالمطلب شيبانى، وكتاب «عمل ذى الحجه» حسن بن اسماعيل نقل كرده است[١] ولى نقل تمام جزئيات اين واقعه بزرگ تاريخى كه متأسفانه برخى از سيره نويسان حتى در اشاره به آن كوتاهى نموده اند، از حوصله اين كتاب خارج است و فقط گوشه اى از مذاكرات آنان را كه «حلبى» در سيره خود آورده است در اينجا ذكر مى نماييم.[٢]
پيامبر (صلى الله عليه وآله): «من شما را به آيين توحيد وپرستش خداى يگانه وتسليم در برابر اوامر او دعوت مى كنم سپس آياتى چند از قرآن براى آنان خواند».
ـ نمايندگان نجران:اگر منظور از اسلام ايمان به خداى جهان است ما قبلاً به او ايمان آورده وبه احكام وى عمل مى نماييم.
ـ پيامبر(صلى الله عليه وآله): «اسلام علايمى دارد وبرخى از اعمال شما حاكى است كه به اسلام واقعى نگرويده ايد چگونه مى گوييد كه خداى يگانه را پرستش مى كنيد، در صورتى كه شماها صليب را مى پرستيد و از خوردن گوشت خوك پرهيز نمى كنيد وبراى خدا فرزند معتقديد؟».
ـ نمايندگان نجران: ما او را خدا مى دانيم زيرا او مردگان را زنده كرد وبيماران را شفا بخشيد و از گل پرندگانى ساخت وآنها را بپرواز در آورد وتمام اين اعمال، حاكى است كه او خدا است.
ـ پيامبر(صلى الله عليه وآله): نه ، او بنده خدا ومخلوق خدا است كه او را در رحم مريم قرار داد واين قدرت وتوانايى را خدا به او داده بود».
ـ يك نفر از نمايندگان: آرى او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم، بدون اين
[١] كسانى كه مى خواهند به تمام خصوصيات اين واقعه تاريخى واقف شوند به كتاب «اقبال»مرحوم ابن طاوس صفحه٤٩٦ ـ ٥١٣ مراجعه نمايند.
[٢] سيره حلبى، ج٣، ص ٢٣٩.