منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠
اثناى راه با ديدگان خود مشاهده كنند كه مسلمانان بدون حمل سلاح، عازم عمره بوده وهدفى جز زيارت وبازگشت به مدينه ندارند واگر برنامه جهادى داشتند براى آن، تداركى مى ديدند. در هرحال پايان كار از دو صورت بيرون نيست:
١ـ اگر قريش راه را باز كنند، مراسم انجام مى گيرد ومشركان از نزديك با تعاليم اسلام وعظمت رهبرى آشنا مى شوند وبخشى از تهمت ها، خود به خود از ميان مى رود ومشركان با ديدگان خود مى بينند كه رهبر عاليقدر اسلام با مراسم حج وعمره يادگار نياى عرب (ابراهيم) مخالف نيست.
٢ـ اگر راه را به روى مسلمانان ببندند در اين صورت قريش مورد نكوهش ديگر قبائل مشرك قرار گرفته وزورگويى آنان روشن مى گردد واين خود در انعطاف جهان عرب نسبت به اسلام بى تأثير نمى باشد.
در اين شرائط حساس جمعيتى كمتر از دو هزار نفر، نداى پيامبر(صلى الله عليه وآله) را لبيك گفته همگى به پيروى از دستور پيامبر (صلى الله عليه وآله)بدون سلاح جز سلاح مسافر به سوى حرم ومكه به حركت درآمدند، وگروه اطلاعاتى پيامبر (صلى الله عليه وآله)قدرى جلوتر از آنان حركت كرد تا اگر در نيمه راه به مانعى برخورد كردند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) را از جريان آگاه سازند.
از آنجا كه در اين سفر اميد به «غنيمت» در كار نبود، واحتمال برخورد با قريش نيز وجود داشت، گروه دنياپرست وناتوان از نظر ايمان، از شركت، سرباز زدند، واقامت در مدينه را بر همه مزاياى احتمالى ترجيح دادند، وقتى پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) از اين سفر پيروزمندانه بازگشت، اين گروه در شرمندگى فرو رفتند وبه حضور پيامبر رسيدند وبه عذر تراشى دست زدند كه بعداً يادآور مى شويم.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) با ياران خود بدون آمادگى مدينه را به عزم انجام «فريضه عمره»ترك گفت، هنوز به سرزمين حرم نرسيده بود كه دستگاه اطلاعاتى پيامبر او را از آگاهى قريش از مسافرت پيامبر واجتماع آنان در «ذى طوى» آگاه ساخت ويادآور شد كه سران قريش سوگند ياد كرده اند كه به هيچ وجه، اجازه ندهند كه مسلمانان وارد سرزمين حرم گردند وبه همين جهت سردار شجاع خود «خالد بن وليد» را با دويست