منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦١
نمى توانست به زبان عربى كه زبان مادرى وى بود (وقرآن نيز به همان زبان نازل گرديده) بخواند وبنويسد».
ردّ تأويل ناروا
اين تصرّف وتأويل از جهاتى مردود است:
الف: «كتاب» در آيه به صورت نكره وبدون «الف ولام» آمده است و نكره پس از جمله نفى (ما كنت تتلوا) بنابه دستورى كه نقل كرديم براى نفى جنس كتاب، اعم از عربى وعبرى وفارسى وسريانى، خواهد بود نه براى نفى يك نوع خاص،(كتابهاى مقدّس)، چنانكه تأويل گر تصوّر نموده است و اين دستور هرگز استثنا ندارد ودر قرآن جمله هايى مانند جمله فوق، فراوان است مانند:(وَ مَنْ يُهِنِ اللّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرم)(حج/١٨): «هركس را خدا خوار سازد هيچ كس نمى تواند او را گرامى سازد».
گواه ما بر اينكه مقصود از «كتاب» در آيه مطلق كتاب است ـ خواه عبرى خواه عربى، اين است كه در آيه قبل، موقعى كه در باره انجيل وتورات سخن مى گويد، لفظ كتاب را با الف و لام كه اشاره به معروفيّت ومعهوديّت آنها است، به كار مى برد چنانكه مى فرمايد:
(وَكَذلِكَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ فَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ ما يَجْحَدُ بِ آياتِنا إِلاّ الْكافِرونَ).(عنكبوت/٤٧)
«همچنين براى تو كتاب (قرآن) فرو فرستاديم وكسانى كه به آنها كتاب(انجيل وتورات) داده ايم، به آن ايمان مى آورند وآيات خدا را كسى جز گروه كافران انكار نمى كند».
در آيه مورد بحث، لفظ كتاب به طور نكره وبدون الف ولام به كار رفته است چنانكه مى فرمايد:(وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتاب)(عنكبوت/٤٨) واگر مقصود از كتاب در آيه مورد بحث همان كتابهاى عهدين باشد، لازم بود مانند ما