منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦
پيش گرفت ومظلوميت قوم خود را به سمع پيامبر (صلى الله عليه وآله)رسانيد، پيامبر از فرط تأثّر فرمود:
«لا نُصْرِتُ إِنْ لَم أَنْصُر»: «خدامرا يارى نكند. اگر شماها را كمك نكنم».
آيا يك چنين گروهى كه ناجوانمردانه پيمان خود را مى شكستند، شايسته ادب وتنبيه نيستند؟
٢ـ پيامبر را از سرزمين خود بيرون كردند
باز در همان آيه به اين نكته عقلى اشاره مى كند ومى فرمايد:(وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرْسُولِ) ودر تفسير آيه چهلم از همين سوره توطئه آنان را مشروحاً بيان مى كند وبيرون كردن پيامبر (صلى الله عليه وآله) از زادگاهش تصميم ابتدايى آنان بود. ولى تصميم نهايى آنان بود كه كشته شود.
ممكن است گفته شود قريش كه پيامبر را از زادگاهش بيرون كرد در روز نزول آيات اسلام آورده بودند. در اين صورت چگونه قرآن مسلمانان را به جهاد با آنان دعوت مى كند؟
پاسخ آن با توجه به تاريخ روشن است. زيرا اين تنها قريش نبود كه در «دار الندّوه» گرد آمده بودند. بلكه سران قبايل ديگرى در اين تصميم شركت داشتند. وهنوز برخى از اين قبايل پس از فتح مكه بر شرك خود باقى بودند. حتّى برخى از قريش نيز، پس از فتح «مكّه» شرك وبت پرستى خود را ترك نگفته بودند.
٣ـ آغاز جنگ از آنان بود
جرم سوّم آنان اين بود كه آنان نبرد را آغاز كردند. آنان بودند كه جنگ هاى «بدر»، «احد» و«احزاب» را بر پيامبر (صلى الله عليه وآله)تحميل كردند چنانكه مى فرمايد:(وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّة) .