منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
جهت بت پرستى وقمار وشراب وفحشاء وخودفروشى آزاد وبلامانع است زيرا يك چنين آزادى فردى مايه سلب آزادى از ديگران نيست.
در اسلام بهره مندى از آزادى دو شرط دارد:
١ـ مزاحم ديگرى نباشد.
٢ـ بر سعادت خود لطمه اى نزند.
در غير اين دو صورت، بشدّت از آن جلوگيرى مى گردد هرچند ملّت ويا اكثريت مردم خواهان آن باشند، از اين جهت از نظر اسلام بسيارى از منكرات كه در كشورهاى دموكراسى رايج است، ممنوع مى باشد وبراى مرتكب آن، كيفرهايى معيّن شده است.
روى اين اساس است كه گرايش به شرك وبت پرستى جرم است وشرك تا حدّ قتل تهديد شده است زيرا شرك بدترين لطمه را بر پيكر انسانيت وارد مى سازد وانسان با آن عظمت را، خوار وزبون ساخته ومقام انسان را به سر حدّخضوع در مقابل سنگ وگل تنزّل مى دهد، تا آنجا كه بسيارى از اعمال ناشايست عرب جاهلى معلول انحراف از يكتاپرستى بوده است آيا با اين وضع، صحيح است رهبر اسلام، شرك ومشرك را به رسميت بشناسد وتماشاگر صحنه اى شرك آلود گردد.
شرك وبت پرستى هر نوع فضيلت وكمال را از انسان سلب مى كند تا آنجا كه خود را زبون حيوانى مانند گاو ويا موجوداتى بى جان مانند ماه وخورشيد وسنگ وگل مى سازد.
آيا صحيح است كه جمعيت قريب به يك ميلياردى هند، گرفتار گرسنگى باشند ولى صد وپنجاه ميليون گاو، آزادانه بگردند، ومزارع آنها را ويران سازند، وبهترين ميوه هاى آنها را بخورند وآنقدر بخورند وبگردند كه سرانجام لاشه مرده آنها در وسط ميدانها و خيابانها بيفتد و لاشه آنها دردسر تازه اى ايجاد كند.
علّت زبونى ملّت هند وتيره روزى اين گروه كه از اين مواهب طبيعى ويتامين