منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٧
سخن نگوييد (فرياد نزنيد) همانطور كه با يكديگر بلند سخن مى گوييد، مبادا پاداش عمل شما بدون توجه از بين برود».
٢ـ (إِنَّ الَّذينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ أُولئِكَ الَّذينَ امْتَحَنَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ للتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظيمٌ)(حجرات/ ٣).
«آنها يى كه از صداى خويش در (محضر پيامبر) مى كاهند، كسانى هستند كه خداوند دلهاى آنان را براى پرهيزگارى آزموده است براى آنان آمرزشى وپاداشى بزرگ است».
٣ـ (إِنَّ الَّذينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ) (حجرات/٤).
«آنان كه تو (پيامبر) را از بيرون اطاق بلند صدا مى زنند بيشترشان نمى فهمند».
٤ـ (وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ) (حجرات/٥).
«اگر آنان صبر مى كردند تا خود بيرون آيى براى آنها بهتر بود، خداوند آمرزنده و مهربان است».
جامعه خشن: پيامبر كه داراى روح لطيف وفردى آزاده بود، گرفتار افرادى شده بود كه از بسيارى از مزاياى اخلاقى دور بودند وبا شخصيتى مانند رسول اكرم (صلى الله عليه وآله)طورى سخن مى گفتند كه گويى با يك فرد چوپان سخن مى گويند.
در سال نهم هجرت(صلى الله عليه وآله)كه آن را «عام الوفود» مى نامند، هيئت ودسته هاى مختلفى از قبايل اطراف براى تشرّف به اسلام به مدينه مى آمدند، واردين وقت و بى وقت پشت در اطاق پيامبر (صلى الله عليه وآله) ـ كه با مسجد چندان فاصله نداشت ـ مى ايستادند، فرياد مى كشيدند كه «يا مُحَمَّدُ اخْرُجْ: اى محمّد بيرون بيا!» [١] اين كار علاوه بر اين كه استراحت رسول خدا را بهم مى زد يك نوع بى احترامى به شخصيتى مانند پيامبر (صلى الله عليه وآله)
[١] نور الثقلين، ج٥، ص ٨٠.