منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣
سردار دلاور اسلام با پيروزى بى سابقه اى به مدينه بازگشت، پيامبر (صلى الله عليه وآله) سپاه اسلام را با گروهى از ياران خود استقبال نمود فرمانده سپاه با ديدن پيامبر(صلى الله عليه وآله)، فوراً از اسب پياده شد پيامبر(صلى الله عليه وآله) در حالى كه دست خود را بر پشت على (عليه السلام)مى زد، فرمود: «بر اسب سوار شو، خدا ورسول او از تو راضى است». در اين لحظه، پرده اشكى از فرط شادى وزيادى سرور، در ديدگان على (عليه السلام)حلقه زد، وپيامبر (صلى الله عليه وآله) جمله تاريخى خود را در باره على (عليه السلام) القاء كرد:«اگر نبود كه گروهى از امّت من، مطلبى را كه مسيحيان در باره حضرت مسيح گفته اند، در باره تو نيز بگويند، در حقّ تو سخنى مى گفتم كه از جايى عبور نمى كردى مگر اينكه خاك زير پاى تو را براى تبرك برمى گرفتند».[١]
اين جانبازى وفداكارى به قدرى ارزش داشت كه سوره «العاديات» در باره اين واقعه نازل گرديد سوگندهاى بديع وشورانگيز اين سوره، به منظور تقدير از روح نظامى وبطولت سربازان فداكار اين واقعه مى باشد اينك آياتى از اين سوره:
(وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً* فَالْمُورِياتِ قَدْحاً* فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً* فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً* فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً).[٢]
«سوگند به اسبان دونده كه نفس زنان به سوى ميدان پيش مى روند، وبر اثر برخورد سم آنها به سنگها، برق از آنها مى جهد، وصبحگاهان برق آسا بر دشمن حمله مى برند، وبا حركت سريع خود ذرات غبار را در فضا پراكنده مى كنند، ودشمن را در حلقه محاصره قرار مى دهند».
فلسفه سوگند به اسبان سپاه پيكارگر
قرآن براى نشان دادن عظمت جهاد، به زيباترين ولطيف ترين بيانى چهره
[١] شرح ابن ابى الحديد، ج٩، ص ١٦٨ و مناقب ابن المغازلى، ص ٢٣٨ـ ٢٣٧.
[٢] سوره عاديات، آيه ٥ـ١.