منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٩
انتظاراتى كه از هركس مى رود، بسته به امكانات او است يعنى: عقل او، دانش او، ايمان او، وبالأخره قدرت و توانايى او است.اى بسا كارى كه انجام آن از يك نفر، عين ادب، خدمت، محبت وعبادت، شمرده مى شود، امّا از فرد ديگرى عين بى ادبى، خيانت، خلاف صميميت، وكوتاهى در بندگى واطاعت محسوب مى گردد.
اكنون با توجه به اين حقيقت، موقعيت پيامبران وامامان را در نظر بگيريم واعمال آنها را با آن موقعيت فوق العاده عظيم مقايسه نماييم.
آنها مستقيماً با مبدأ جهان هستى مربوط مى باشند وشعاع علم ودانش بى پايان، بر دلهاى آنها مى تابد، حقايق بسيارى بر آنها آشكار است كه از ديگران مخفى است، علم وايمان وتقواى آنها در عاليترين درجه قرار دارد، خلاصه آنها به اندازه اى به خدا نزديكند كه يك لحظه سلب توجه از خداوند براى آنها لغزش محسوب مى شود. بنابراين جاى تعجّب نيست كه افعالى كه براى ديگران مباح يا مكروه شمرده مى شود، براى آنها «گناه» به حساب آيد.
گناهانى كه در آيات وسخنان پيشوايان بزرگ دينى، به آنها نسبت داده شده، ويا خود در مقام طلب آمرزش از آنها برآمده اند، همه از اين قبيل است يعنى مقام وموقعيت معنوى آنها و علم و دانش وايمان آنها، آن قدر برجسته است كه يك غفلت جزئى، در يك كار ساده معمولى كه بايد توجه خاص وهميشگى به خداوند داشته باشند «گناه» شمرده شده است وجمله معروف «حَسَناتُ الأَبْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبينَ» [١] نيز ناظر به همين حقيقت است.
فيلسوف عاليقدر شيعه، خواجه نصير الدين طوسى نيز در يكى از كتابهاى خود پاسخ فوق را اين طور توضيح مى دهد:
«هرگاه كسى مرتكب كار حرامى شود، ويا امر واجبى را ترك كند، معصيتكار است وبايد توبه كند، اين نوع گناه وتوبه مربوط به افراد عادى ومعمولى است. ولى
[١] اعمال نيك خوبان، گناه مقربان خدا محسوب مى شود.