منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨١
٢ـ خداوند در مسئله قضاوت در باره فردى كه تفصيل آن در دلائل عصمت پيامبر از خطا و لغزش گذشت پيامبر خود را چنين خطاب مى كند:
(وَلا تُجادِلْ عِنَ الَّذينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ مَنْ كانَ خَوّاناً أَثيماً) (نساء/ ١٠٧).
«از آنها كه به خود خيانت كرده اند دفاع مكن، خداوند افراد خيانت پيشه و گنهكار را دوست نمى دارد».
(إِنّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ الناسِ بِما أَريكَ اللّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيماً) (نساء/١٠٥).
«كتاب را به حق بر تو فرستاديم تا ميان مردم به آنچه كه پروردگارت ارائه كرده داورى كنى، هرگز حامى افراد خائن مباش!».
اين نوع خطابها به خاطر هدايت گروهى است كه صراحت گويى را تحمل نمى كنند وزبان حال آنان اين است كه انتقاد خوب است امّا از ديگران! از اين جهت بهترين راه سخن گفتن با اين طايفه، سخن گفتن طى «حديث ديگران» است حديث ديگران هرچه هم تلخ وزهرآگين باشد چون در باره ديگران است واكنش حاد وتندى نخواهد داشت.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) در مسئله زره مسروقه، ناچار بود كه طبق ظواهر داورى كند وهرگز نه از خائنى دفاع كرد ونه طرفدار خائنى بود، اين ضوابط قضايى است كه گاهى با واقع تطبيق نمى كند ودر نتيجه حق پايمال مى گردد لذا خداوند فوراً پيامبر را در جريان واقع قرار داد (بِما أَريكَ اللّهُ) وخطايى از او سر نزد!
ولى خداوند براى سركوبى گروهى كه عالمانه به سود خائنى گواهى داده بودند به پيامبر خود خطاب مى كند تا آنان حساب خود را دانسته باشند.
٣ـ خداوند در سوره اسراء فرمانهاى حكيمانه اى دارد كه ما از آنها به عنوان «منشور جاويد» ياد كرديم واين فرمانها با مضمون واحدى آغاز وپايان يافته است.