منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٣
على از بستگان پيامبر بود از اين جهت وى براى اين كار انتخاب گرديد.[١] اين توجيه نيز با حقيقت وفق نمى دهد، زيرا در ميان بستگان پيامبر شخصيت هايى مانند عباس(عموى پيامبر) وجود داشت كه پيوند خويشاوندى وى با پيامبر كمتر از على نبود، چرا انجام چنين كارى را بر عهده او ننهاد.
نظر واقع بينانه
دقّت در سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله) ما را به سه مطلب رهبرى مى كند:
١ـ امام على بن ابى طالب (عليه السلام) نزديك ترين فرد نسبت به پيامبر است وبيانگر اين حقيقت جمله «أو رجل منك» وجمله هاى مشابه آن مى باشد، كه محدّثان اسلامى نقل كرده اند.
٢ـ الغاء پيمان ونقض ميثاق وعهد، از امور سياسى وحكومتى است ويك چنين كارى از شئون حاكم ورئيس دولت است وجز او هيچ كس نمى تواند پيمان ببندد ويا پيمانى را لغو كند.از اين جهت خداوند، على (عليه السلام)را قرين وهمشأن پيامبر(صلى الله عليه وآله) در امور سياسى وحكومتى مى شمارد ومى گويد براى اين كار جز تو اى پيامبر كه رئيس على الاطلاق هستى ويا فردى كه از تو است، كسى صلاحيت ندارد وتلويحاً مى رساند كه كارهاى سياسى وامور مملكتى بايد به وسيله اين دو نفر حل وفصل گردد واگر روزى حاكم مسلّم اسلام از جهان رفت وخورشيد رسالت پس از مدتى ناپديد گرديد مرجع ومسئول يك چنين كارهاى خطير، شخص على بن ابى طالب (عليه السلام)است وهرگز نبايد به غير او مراجعه كرد.
ارجاع كارهاى حكومتى وسياسى، از طرف حاكم مسلّم، به فرد ديگرى عملاً تثبيت موقعيت ومقام اجتماعى او است كه اگر روزى رئيس از ميان رفت، مسئول اينگونه كارها همان فرديست كه در حال حيات حاكم اينگونه امور سياسى را حل
[١] تفسير ابن كثير، ج٢، ص ٢٣١.