منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
چرا مشرك در كشور اسلام رسميت ندارد؟
بحث ما فعلاً درباره فلسفه جهاد اسلامى نيست زيرا تجزيه وتحليل يك چنين موضوعى در خور كتابى است كه فعلاً از هدف ما بيرون است. هدف در اين بحث تشريح گوشه اى از فلسفه اين قطعنامه است كه بدون ريخته شدن قطره خونى شبه جزيره را از لوث شرك پاك ساخت وسبب شد كه گروه هاى مشرك دست از بت پرستى برداشته به تدريج با آيين توحيد آشنا گردند.
روشن ترين وجه اين قطعنامه اين است كه بت پرستى يك نوع مبارزه با اساسى ترين قانون و «ايده» تمام آيينهاى توحيدى است. مبارزه با «ايده»اى كه موجوديت واساس تمام شرايع آسمانى را تهديد مى كند، در اين صورت هيچ حكومت الهى نمى تواند دست چنين حريفان را باز بگذارد وبه آنان اجازه فعاليت بدهد ويا آنان را به رسميت بشناسد.
اين تنها اسلام نيست كه گروهى را كه با اساس تشكيلات آن مخالفند، به رسميت نمى شناسد بلكه در تمام جهان جمعيتهايى كه با اساس كشورى مخالف باشند به رسميت شناخته نمى شوند. درست است كه در برخى از كشورهاى سرمايه دارى، حزب كمونيست كه مخالف رژيم سرمايه دارى است آزاد است وبه طور رسمى فعاليت دارد ولى اين آزادى علّت ديگرى دارد وآن را زمامداران وقت مى دانند كه حزب مخالف نقشى نداشته ودر افكار عمومى اثر مثبتى نخواهد داشت از اين جهت آن را به رسميت شناخته واجازه فعاليت مى دهند ولى اگر احساس كنند كه رقيب، اساس رژيم را متزلزل مى سازد و در فكر پيروزى بر نظام حاكم است هرگز دست آنان را در فعاليت باز نمى گذارند.
آمريكاى جنايتكار وجود يك حكومت سوسياليستى را در آمريكاى لاتين به نام «نيكاراگوئه» تحمّل نمى كند وپيوسته در صدد براندازى آن است مع الوصف اجازه