منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
كتاب بودند، چندان استوار به نظر نمى رسد.
اين آيه حاكى است كه در سال نزول آن (كه اواخر سال ششم هجرت بود) اميد به اصلاح متخلفان وجود داشت و ـ لذا ـ اجازه داده مى شود كه در آينده در جهاد با مشركان شركت كنند ولى از آياتى كه در سال نهم هجرت پيرامون غزوه «تبوك» نازل شده است استفاده مى شود كه آنان در نفاق كاملى فرو رفته ديگر صلاحيت شركت در امر جهاد را نداشتند و ـ لذا ـ قاطعانه حركت آنان را رد مى كند ومى فرمايد:
(فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوّاً إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّة فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفينَ).[١]
«شما هرگز در هيچ نبردى با من بيرون نخواهيد آمد وهرگز با دشمن نبرد نخواهيد كرد شماها در آغاز كار كناره گرفتيد; پس با مخالفان همدم شويد».
پايه قدرت دشمن در حديبيه
در اين جا وحى الهى نكته مهمّى را متعرض مى گردد ويادآور مى شود كه صلح وسازش مسلمانان با قريش در سرزمين حديبيه نه به خاطر اين بود كه اگر نبردى رخ مى داد، مسلمانان خسارت عظيمى را متحمل مى شدند وپيروزى از آن قريش مى شد، بلكه اگر نبردى رخ مى داد، قريش پشت به رزمندگان اسلام مى كردند وپا به فرار مى گذاردند، چنانكه مى فرمايد:
(وَلَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَوُّا الأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَ لا نَصِيراً).[٢]
«اگر افراد كافر با شما نبرد مى كردند پشت به شما مى نمودند وبراى خود، دوست وياورى پيدا نمى كردند».
آنگاه قرآن پيروزى اسلام وشكست كفر را اصل كلى وسنتى از سنن الهى ياد
[١] سوره توبه،آيه ٨٣.
[٢] سوره فتح، آيه ٢٢.