منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩
٥ـ«ابن حجر» از محدّث معروف عصر خود «دارقُطْنى» نقل مى كند كه اميرمؤمنان روز شوراىِ عمر، براى برترى خود بر اعضاى شورا با آيه مباهله احتجاج كرد وگفت: آيا در ميان شما كسى هست كه پيوند خويشاوندى وى با پيامبر از من نزديك تر باشد او را كه جان ونفس خود وفرزندان او را فرزندان خود وزن او را زنان خود معرفى كند، همه اعضاى شورا به تصديق على (عليه السلام)برخاسته وگفتند:نه هرگز جز تو كسى را به اين خصوصيت سراغ نداريم.[١]
***
در پايان از تذكر نكته اى ناگزيريم وآن اين كه براى شناسايى مقام وموقعيت اميرمؤمنان (عليه السلام) لازم است راه ديگرى نيز در پيش گرفته شود وآن مقايسه صفاتى است كه قرآن براى پيامبران پيشين يادآور شده. با صفاتى كه اين كتاب آسمانى، خاندان رسالت وبالأخص اميرمؤمنان را با آن صفات معرفى نموده است.در اين مقايسه كه يك نوع بحث ابتكارى است مى توان به قلّه هايى از فضائل دست يافت كه تاكنون بر ما مخفى وپنهان مانده است .
ما اين مقايسه را در اين جا به صورت بسيار فشرده انجام مى دهيم وپيش از آن ياد آور مى شويم كه اين مقايسه را مرحوم محقّق طوسى در رساله بسيار كوچك خود انجام داده است.
١ـ قرآن حضرت نوح را با صفت شكور(سپاسگزار) يادكرده مى فرمايد:
(إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً) : «او بنده سپاسگزارى بود».[٢]
ولى قرآن على (عليه السلام) را با صفت «مشكور» خوانده ومى فرمايد:
(إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً) .[٣]
[١] صواعق،ص ١٥٤.
[٢] سوره اسراء، آيه ٣.
[٣] سوره انسان، آيه٢٢.