منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٣
است، جمله (حَسْبُنا اللّه) است مع الوصف در همين آيه، خدا به اندازه اى به پيامبر خود احترام مى گذارد كه نام او را در كنار نام خود آورده وفعل واحد را به هر دو نسبت مى دهد و مى فرمايد:
١ـ (سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ) .
٢ـ (ما آتيهُمُ اللّهُ و َ رَسُولُهُ) .
عين همين مطلب در آيه ياد شده در زير نيز منعكس است:
(يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيَرْضُوكُمْ وَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنينَ) (توبه/٦٢).
«سوگند ياد مى كنند كه شماها را راضى سازند در حالى كه خدا وپيامبر او شايسته ترند كه آنان را راضى سازند».
جمله (وَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ) آن چنان عظمت رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) راترسيم مى كند كه رضايت او را در كنار رضايت خدا قرار مى دهد.
٣ـ (وَ ما نَقَمُوا إِلاّ أَنْ أَغْناهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ)(توبه/٧٤): «آنان فقط از اين انتقام مى گيرند كه خدا و پيامبر او (آنها را) از كرمش بى نياز ساخته اند».
چه احترامى بالاتر از اين كه «اغناء»و «بى نياز كردن» كه فعل خدا است، به پيامبر خود نيز نسبت مى دهد و او را نيز مايه بى نياز شدن مردم معرفى كرده ومى فرمايد:
(أَنْ أَغْناهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ) .
شما اگر نزد وهابيها بگوييد: بحمداللّه خدا و پيامبر او ما را بى نياز ساختند! فوراً شما را متهم به شرك كرده و مى گويند تو مشركى زيرا كار خدا را به غير او نسبت دادى ولى غافل از آنند كه قرآن مى فرمايد:(أَنْ أَغْناهُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ) .
اين نوع از نسبتها درعين واقعيت وصحّت، يك نوع ارج گذارى بر پيامبر (صلى الله عليه وآله) است.