منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٤
٤ـ (وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (توبه/٩٤).
«خدا و رسول او اعمال شما را مى بينند وسپس به سوى كسى كه از آشكار و پنهان آگاه است بازگردانيده مى شود و از آنچه انجام مى دهيد شما را با خبر مى كند».
٥ـ (وَلَمّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُوَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَما زادَهُمْ إِلاّ إيماناً وَ تَسْلِيماً)(احزاب/٢٢).
«آنگاه كه افراد، «احزاب» را ديدند گفتند كه اين همان است كه خدا و پيامبر او به ما وعده داده، خدا وپيامبر او راست گفته اند و اين كار (تلاقى با احزاب) جز ايمان وتسليم، چيزى بر آنها نيفزود».
اين آيات در عين حقيقت ودرست بودن نشانه عظمت وقداست رسول خدا است و بيانگر آن است كه شايسته است كه فعل واحدى به هر دو (خداو رسول) نسبت داده شود،هرچند نسبت آن به خدا، به صورت استقلالى و به پيامبر او به صورت اكتسابى و وابستگى است.
شيوه معاشرت بيانگر پايه ايمان است:اگر قرآن به تكريم و تعظيم پيامبر دعوت مى كند، به خاطر اين است كه شيوه معاشرت فردى با فرد ديگر نشانه پايه عقيده و ايمان او به عظمت و موقعيت طرف است.
درست است كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) در زندگى زاهد ووارسته بود و از تظاهر به مناصب سياسى و قضايى و نظامى خوددارى مى كرد وبا ياران خود «حلقه وار» بدون اينكه مجلس صدر و ذيلى پيدا كند، مى نشست، ولى اين كار نبايد سبب شود كه مسلمانان در معاشرت خود، موقعيت اورا ناديده بگيرند و آداب و مراسم شايسته به مقام پيامبر را رعايت نكنند.
آيات وارد در مورد احترام پيامبر، بر دو گروهند: