منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٣
وعقايد ما را باطل، ونياكان ما را گمراه قلمداد كرده است يا او را از اين كار بازدار، ويا حمايت خود را از او بردار».
جرمهاى او پيش از هجرت بر محور چنين مسائل دور مى زند در حالى كه جرم او از نظر قريش پس از هجرت شديدتر شد زيرا او موجب برخوردهاى نظامى ونبردهاى خونين در بدر و اُحد واحزاب گرديد ودر نتيجه گروهى از بزرگان قريش به خاك مذلّت افتادند وسرانجام قريش با قياسهاى باطل خود، او را مجرمتر دانسته وهرگز از گناه او چشم نپوشيده بودند.
در صلح حديبيه كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)انعطاف ونرمش بسيار عظيمى از خود نشان داد آنان به عظمت روحى پيامبر (صلى الله عليه وآله) پى بردند وبسيارى از آنان فهميدند كه در محاسبات خود، دچار اشتباه شده بودند، آنگاه كه جانبازى جوانان مسلمان را در بيابان حديبيه از نزديك مشاهده كردند، معنويت پيامبر (صلى الله عليه وآله) و عظمت او در نظر آنان تجلى كرد، ودر سال بعد كه پيامبر براى انجام عمره با گروهى از ياران خود به زيارت خانه خدا مشرف شد، مشركان با انضباط اسلامى وشعارهاى كوبنده و در عين حال روح بخش و تقيّد پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مفاد صلح نامه، كاملاً آشنا شدند ودر نتيجه از پيامبر چهره ديگرى در قلوب آنان ترسيم گرديد وانسان مجرم، به صورت يك انسان ملكوتى وارسته ومقيّد به اصول اخلاقى ومنادى صلح وصفا وخيرخواه انسانها تجلى كرد وهمگان به خاطر مشاهده اين نوع از صفات نيك، وكردار پسنديده خاطرات تلخ گذشته را اعم از قبل از هجرت ويا پس از آن، فراموش كردند ولذا به صورت فردى ويا دسته جمعى به تدريج سرزمين شرك را ترك مى گفتند وبه پيامبر (صلى الله عليه وآله)مى پيوستند اسلام «خالد بن وليد» و«عمروعاص» وافراد ديگر پيش از فتح مكه از ثمرات صلح حديبيه ويا فتح آن است.
خداوند اين پيروزى را نصيب پيامبر نمود تا تمام اين بدانگاريها وزشت انديشيهاى قريش در باره رسول گرامى از ميان برود ومخالفان با قيافه معصومانه وملكوتى او آشنا گردند و اگر اين پيروزى نبود مخالفان بر عقيده خود نسبت به وى