منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٥
معنى را تأييد مى كند.
اگر پيامبر در اين آيات، يگانه رهبر و مرجع در امور سياسى و قضايى و نظامى معرفى شده به خاطر حفظ مصالح جامعه است كه بايد تمام تشكيلات در نقطه اى متمركز شده و مديريت هاى رده هاى گوناگون به مديريت واحد باز گردد ويك فكر و انديشه بر تمام تشكيلات سايه افكند.
به خاطر همين مقام نظامى است كه خدا اجازه نمى دهد (آنگاه كه پيامبر مردم را به جهاد دعوت مى كند) اهل مدينه وباديه نشينان آنها، از پيامبر تخلّف جويند وبراى حفظ جان خود از جان او چشم بپوشند چنانكه مى فرمايد:
(ماكانَ لأَهْلِ الْمَدينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللّهِ وَلا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ) (توبه/١٢٠).
«هرگز بر اهل مدينه وباديه نشينان اطراف آن روا نيست كه از پيامبر خدا تخلّف جويند وبراى حفظ جان خود، از او اعراض نمايند».
اين آيات كه نمونه آنها در قرآن فراوان است ايجاب مى كند كه مسلمانان وظيفه دارند كه در مسائل سياسى و قضايى نظامى و ... به او مراجعه كنند و از سخنان او تخلّف و تخطّى ننمايند ودر حقيقت قلمرو لزوم اطاعت را روشن مى سازند.