منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٨
(إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَ هُمْ أَغْنِياءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ).[١]
«اشكال بر آن ثروتمندانى است كه از تو اذن مى گيرند(كه در جهاد شركت نكنند) وراضى شدند كه در رديف معذوران باشند، خدا بر قلوب آنها مهر (غفلت) زده لذا چيزى درك نمى كنند».
مبارزه منفى با متخلفان دنيا پرست
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) در پرتو عنايت خداوند بر مشكلات پيروز شد وبا ارتش سى هزار نفرى به سرزمين «تبوك» رفت واثرى از دشمن در آنجا نديد. پيش از رسيدن سپاه اسلام، لشگر دشمن متفرّق شده بود. پيامبر با سران مرزنشين بومى پيمان بست وبه مدينه بازگشت. در اين سفر كه منافق از مؤمن كاملاً جدا شده بود، لازم بود برخى از افراد با ايمان مسامحه كار، تنبيه شوند، كسانى كه با داشتن اسلام وايمان، منافع دنيا را بر جهاد با دشمن مقدّم شمرده بودند. و در مدينه مانده بودند.
قرآن مجيد در آيات ياد شده به اين سياست اشاره مى كند كه ما پس از ترجمه آيات به تفسير آنها خواهيم پرداخت.
(لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهاجِرينَ وَالأَنْصارِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ في ساعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ ما كادَ يَزيغُ قُلُوبُ فَرِيق مِنْهُمْ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحيمٌ) .[٢]
«خداوند رحمت خود را بر پيامبر ومهاجران وانصار نازل كرد. مهاجران وانصارى كه در لحظه هاى سخت كه نزديك بود دلهاى برخى از حق منحرف شود. از وى پيروى كردند. باز رحمت خود را بر آنان نازل فرمود. زيرا خداوند نسبت به
[١] سوره توبه، آيه٩٣.
[٢] سوره توبه، آيه١١٧.