منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٥
١ـ آياتى كه به طور كلى دستور احترام مى دهد:
٢ـ آياتى كه انگشت روى موارد جزئى مى گذارد ونمونه هايى را ارائه مى كند. ما در اين بخش از هر دو قسمت آياتى را متذكّر مى شويم:
الف: دعوت به تكريم وا حترام
قرآن در آياتى جامعه اسلامى را به تكريم و بزرگذاشت پيامبر دعوت مى كند و مى فرمايد:
(إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَنَذيراً * لِتُؤْمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَ تُعَزِّروهُ وَ تُوَقِّرُوه وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصيلاً)(فتح/٩ـ٨).
«ما تو را اى پيامبر! گواه وبشارت دهنده و بيم دهنده فرستاديم تا به خدا و رسول او ايمان بياوريد و او را كمك و احترام كنيد و او (خدا) را صبح وعصر تسبيح بگوييد».
در آيه ياد شده قبل از جمله هاى (وَ تُعَزِّرُوهُ وَ...) جمله (لِتُؤْمِنُوا باللّهِ وَرَسُولِهِ) وارد شده است اكنون بايد ديد مرجع ضماير (وَتُعَزِّرُوهُوَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً)چيست؟
هرگاه بگوييم هرسه ضمير به لفظ «اللّه» بر مى گردد، در اين صورت احكام وارده درآيه مربوط به خدا بوده واز قلمرو بحث ما خارج خواهد بود.
ولى اگر بگوييم دو ضمير نخست در جمله هاى (تُعَزِّروه و توقّروه) مربوط به «رسول»است وضمير سوّم در جمله(وتسَبِّحُوهُ) مربوط به خدا است ، طبعاً دو حكم نخست (نصرت پيامبر وتكريم او) وظيفه اسلامى هر مسلمانى نسبت به پيامبر خواهد بود.
از اين جهت برخى از «قرّاء» پس از جمله (توقّروه) وقف را لازم دانسته تا احكام مربوط به پيامبر، با حكم مربوط به خدا، به هم آميخته نشود.