منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١
آيا با توجه به اين اصل صحيح است بگوييم مقصود اين است كه ابراهيم همه جا اسوه والگو است جز در مورد استغفار؟!
٢ـ آيات پيشين كه بيانگر تبيين شرايط ابراهيم در نويد استغفار ويا انجام آن مى باشد حاكى است كه عمل ابراهيم يك عمل صحيح وپابرجا بود، در اين صورت چرا نبايد اسوه والگو شمرده شود.
در اين صورت بايد گفت كه استثنا ناظر به جمله (إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّابُرَءؤُا مِنْكُمْ) مى باشد وچون مفاد اين جمله به حكم صيغه «قالُوا» اين است كه ابراهيم با پيروان خود همگى از قوم خود بيزارى جستند، حتى ابراهيم از عموى خود «آزر»، بيزارى جست در حالى كه بيزارى ابراهيم به حكم آيه ٤٨ سوره مريم مربوط به غير از آزر بود، هرچند بعدها نيز از او تبرّى جست، از اين جهت قرآن براى تكميل بيان حقيقت، نويد ابراهيم به عموى خود را از جمله (قالوا إِنّابُرَءؤُا) استثناء مى كند ومى گويد ابراهيم وپيروان وى بيزارى گسترده اى انجام دادند جز يك نوع بيزارى وآن نويد مغفرت ابراهيم به آزر بود كه به طور موقت به او داد و او از اين بيزارى به دور ماند هرچند بعدها او نيز مشمول اين تبرّى كلى شد.
تا اينجا با نكات آيات پنجگانه آشنا شديم اكنون وقت آن رسيده است كه آيات بعدى اين حادثه وطرح دوستى با مشركان را مطرح نماييم.
***
٦ـ (لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللّهَ وَ الْيَوْمَ الآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد).[١]
«براى شما در رفتار ابراهيم وپيروان وى، اسوه نيكويى است، براى كسانى از شما كه به خدا و روز بازپسين اميد دارند، هركس از اين الگو روى برگرداند(خدا را ضرر نمى زند). خدايى كه بى نياز وشايسته ستايش است».
[١] سوره ممتحنه، آيه ٦.