منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣
از آينده آنان گزارش دهد كه سرانجام شما در آينده در نبرد با دشمن شركت نخواهيد كرد.
٢ـ جمله (يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللّهِ) اشاره به اين است كه آنان در اين اصرار هدف ديگرى را نيز تعقيب مى كنند، وآن اينكه مى خواهند سخن خدا را تكذيب كنند، زيرا خدا به وسيله پيامبر (صلى الله عليه وآله)، خبر داده بود كه اين گروه به شركت درجهاد موفق نمى شوند گويا گزارش به گوش آنان نيز رسيده بود به همين جهت مى خواستند كه با شركت در جهاد، كلام خدا را تكذيب كنند. واين مطلب با «خبريه» بودن جمله «لن تتَّبعونا» مناسب تر است.
٣ـ جمله ( بَلْ تَحْسُدُونَنا) اشاره به سلاح تهمت است كه منافقان به دست گرفته بودند ومى گفتند چرا از شركت ما در جهاد جلوگيرى مى كنيد، چرا مانع ترقى ما هستيد ولى قرآن نثار تهمت بر پيامبر (صلى الله عليه وآله) را نشانه بى خردى آنان مى داند ومى گويد:(بَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلاّ قَلِيلاً) جز كمى از آنان چيزى نمى فهمند.
٤ـ آيه دوّم همگان را خلع سلاح مى نمايد ويادآور مى شود كه اگر واقعاً شماها اهل تقوى وپرهيزگارى وخواهان پيشرفت آيين خدا هستيد كمى صبر كنيد به همين زودى بر ضدّ گروه قوى ونيرومندى بسيج مى شويد وآن قدر بايد نبرد كنيد كه دشمن يا اسلام بياورد ويا كشته شود در چنين وقت مى توانيد، در اين جهاد مقدّس شركت نماييد.
از اينكه قرآن پايان يافتن جنگ را منوط به اسلام آوردن ويا نابودى طرف مى داند، مى توان حدس زد كه طرف نبرد مشرك خواهد بود نه اهل كتاب زيرا ضابطه ياد شده از خصايص مشركان است نه اهل كتاب، جنگ با اهل كتاب با پرداختن جزيه وعمل به احكام ذمه، پايان مى پذيرد، ولازم نيست كه حتماً اسلام بياورند ويا كشته شوند.
بنابراين مى توان گفت مقصود جنگ «حنين» ونبرد با قبايل «هوازن» است كه به قدرت وسرسختى معروف بودند، وتفسير آيه با جنگ «موته» كه طرف نبرد اهل