منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٧
نبّى (آگاه از اخبار غيبى) و از آن نظر كه مأمور به ابلاغ پيامى از جانب خدا به مردم است، رسول مى نامند، پيامبر در اين دو مقام، فاقد امر و نهى واطاعت و عصيان است و وظيفه اى جز پيام گيرى و پيام رسانى ندارد ولذا قرآن در باره او مى فرمايد:
(ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ وَ اللّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما تَكْتُمُونَ) (مائده/٩٩): «براى رسول وظيفه اى جز ابلاغ نيست وخدا از آنچه كه آشكار مى سازيد ويا پنهان مى داريد، آگاه است».
اگر قرآن در قلمرو رسالت، براى رسول حق اطاعت قائل مى شود ومى فرمايد: (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ)(نساء/٦٤): «هيچ رسولى رااعزام نكرديم مگر اينكه به فرمان خدا، از او اطاعت شود»، مقصود اطاعتى است كه به اطاعت خدا منتهى مى شود، يعنى به پيامهاى او گوش فرا دهند وبه گفته هاى او مانند انجام نماز وپرداخت زكات جامه عمل بپوشانند، انجام چنين وظايفى در حقيقت، اطاعت فرمان خدا است، نه اطاعت پيامبر، هرچند به صورت ظاهر اطاعت پيامبر نيز به شمار مى رود وقرآن ماهيت اين نوع اطاعتها را در آيه ديگر به صورت روشن بيان مى كند ومى فرمايد:(مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْأَطاعَ اللّهَ)(نساء/٨٠): «هر كس رسول را فرمان برد، خدا را فرمان برده است».
بنابراين ، در بعضى از موارد كه قرآن براى رسول به عنوان رسالت حق اطاعت قائل شده است، اطاعت حقيقى او نيست، بلكه اطاعت خدا است وبه گونه اى به او نيز نسبت داده مى شود از اين جهت قرآن شخصيت رسول را نسبت به «مقام رسالت» چنين ترسيم مى كند:
(إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِر) (غاشيه/٣١ـ ٢٢): «ياد آورى كن تو تذكر دهنده اى، نه مسلّط بر آنها».
در قلمرو اطاعت: در حالى كه رسول گرامى يادآور وآموزنده وپيام رسانى بيش نيست، گاهى از جانب خدا داراى مقام امامت شده و «مفترض الطاعه» مى گردد كه