منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٥
صميم دل به يكتاپرستى ايمان آورده است بالأخره سرانجام هركجا باشد به نور ايمان، دل او گرم وروشن مى گردد آفريدگار مهربان براى او راه چاره اى پديد مى آورد واين نمونه عالى از روش آزادانه پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) است.
نمونه ديگر از وفاى به پيمان
بنده زرخريدى به نام ابوبصير اسلام آوردولى بدون اجازه مولاى خويش از مكه به مدينه فرار كرد، «ازهر بن عوف» نامه اى به پيامبر(صلى الله عليه وآله) نوشت وطبق قرارداد حديبيه درخواست كرد كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)او را پس بفرستد ونامه را به وسيله شخصى فرستاد وغلامى نيز همراه او بود. هنگامى كه پيامبر از مضمون نامه آگاه گرديد به ابوبصير گفت: ما با اين گروه قراردادى داريم كه تو نيز از آن آگاهى و نمى توانيم خيانت كنيم، ابوبصير گفت:مرا به مشركان مى سپارى كه از دينم منحرف سازند؟ پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: خدا براى تو وساير ناتوانان راه چاره اى پديد مى آورد.
كارهاى ناجوانمردانه قريش
ميان قبيله خزاعه هم پيمان مسلمانان وبنى بكر، هم قسم قريش، كينه ديرينه اى بود،پس از پيمان «حديبيه» كينه هاى آنان تا حدّى برطرف شد ولى پس از جنگ «موته» يعنى جنگ مسلمانان با روميان، قريش گمان كردند كه قدرت مسلمانان كمتر شده است و«بنى بكر» با خود فكر كردند كه چه بهتر همين الآن انتقام خود را از «خزاعه» بگيرند. وگروهى از قريش كه «عكرمة بن ابوجهل» از آنان بود، قبيله بنى بكر را يارى كردند واسلحه دادند وسرانجام «بنى بكر در نيمه شب عدّه اى از قبيله «خزاعه» را كشتند. عمر بن سالم خزاعى به مدينه رفت وپيامبر (صلى الله عليه وآله)را از جريان آگاه ساخت وپيامبر (صلى الله عليه وآله)مصمم شد كه نقض پيمان را با فتح «مكّه» تلافى كند وبه همين ترتيب نيز جبران نمود.