منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٤
از پيامبر (صلى الله عليه وآله) اجازه گرفتند كه در جهاد تبوك شركت نكنند وپيامبر نيز اجازه داد، داراى دو ويژگى بودند:
الف:خواه پيامبر اجازه مى داد، يا اجازه نمى داد آنان هرگز در جهاد شركت نمى كردند، واستجازه آنان جز ظاهر سازى وحفظ حريم چيز ديگرى نبود آيه ياد شده در زير علاوه بر جمله(وتعلم الكاذبين) در خود آيه مورد بحث بر اين مطلب گواهى مى دهد.
(وَلَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لأَعَدّوا لَهُ عُدَّةً وَ لكِنْ كَرِهَ اللّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قَيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدينَ) .(توبه/٤٦)
«اگر آنان راست مى گفتند وبناى رفتن به ميدان جهاد داشتند، وسيله اى براى آن فراهم مى ساختند، ولى خدا حركت آنها را مكروه داشت و از شركت در جهاد بازشان داشت وبه آنان گفته شد با قاعدين (افراد كودك وپير وبيمار) بنشينيد».
آيه به روشنى مى رساند كه آنان در فكر شركت در جهاد نبودند واصلاً چنين تصميمى نداشتند، در اين صورت، استجازه چنين گروهى جز به خاطر حفظ ظاهر وبه اصطلاح رد گم كردن چيز ديگرى نبوده است.
ب: اين گروه بر فرض شركت در جهاد نه تنها گرهى از كار نمى گشودند، بلكه جز اضطراب وترديد چيزى نمى افزودند چنانكه مى فرمايد:
(لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاّ خَبالاً وَلأَوضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفيكُمْ سَمّاعُونَ لَهُمْوَاللّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ).(توبه/٤٧)
«اگر همراه شما خارج مى شدند، جز شك وترديد نمى افزودند ودر ميان شما به فتنه انگيزى مى پرداختند ودر ميان شما افراد دهن بين است كه پذيراى سخنان آنها هستند وخدا از ظالمان آگاه است».
بنابر اين، پذيرفتن استجازه گروهى كه يا قصد شركت در جهاد نداشتند وبر فرض شركت جز ضرر چيزى نصيب اسلام ومسلمانان نمى كردند، مصلحتى را