منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٠
يَذْهَبُوا حَتّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِر لَهُمْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ)(نور/٦٢).
«مؤمنان واقعى كسانى هستند كه به خدا و رسول ايمان دارند واگر در امر مهمى با او باشند بدون اذن او به جايى نمى روند. آنان كه از تو اذن مى گيرند آنها كسانى هستند كه به خدا و رسول او ايمان آورده اند در اين صورت هرگاه برخى از آنان براى كارهاى خود اجازه بگيرند، به آن كس كه بخواهى اذن بده وبراى آنان طلب آمرزش كن. خدا بخشاينده و رحيم است».
الزام به استجازه به هنگام ترك ميدان نبرد ويا به هنگام ترك مجلس كه براى مشورت در باره امر مهمى برگزار شده، نشانه مقام و منصب خطير رسول گرامى است كه حركات و سكنات افراد بايد زير نظر او صورت پذيرد.
٥ـ (النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) (احزاب/٦): «پيامبر به مؤمنان از خود آنان اولى است» اين نوع اولويت كه در هيچ تشريعى در جهان نظير آن ديده نشده است، از جانب «مالك النفوس» به پيامبر افاضه شده كه از آن در مصالح جامعه اسلامى بهره بگيرد و افراد به فرمانهاى او گوش فرا دهند وخواست او را بر خواست خود مقدّم بدارند و مفاد اين آيه در همين سوره به صورت روشن نيز وارد شده چنان كه مى فرمايد:
٦ـ (وَما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَة إِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً)(احزاب/٣٦).
«برهيچ مرد و زن مؤمن آنگاه كه خدا و پيامبر او در موردى فرمان دادند هيچ نوع اختيارى در كارشان نيست هركس كه خدا و رسول او را مخالفت كند، آشكارا گمراه شده است».
دادن چنين قدرت وموقعيتى بر پيامبر نشانه دعوت به حكومت فردى و استبدادى شخص نيست زيرا اگر پيامبر خدا يك فرد عادى بود، طبعاً دادن چنين