منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٨
وثروت وجاه ومقام هرچند در انسان روح حماسى ودفاعى مى آفريند ولى هرگز، قدرت آن، به پايه انگيزه هاى معنوى، مانند كسب آزادى وحفظ عقيده نمى رسد.
به عبارت ديگر: انگيزه هاى مادى ومعنوى، انسان را به سوى نبرد وجنگ مى كشد وچه بسا در اين راه جانبازى وفداكارى نشان دهد ولى قدرت تحرك انگيزه هاى معنوى مانند پاسدارى از حريم عقايد بيش از انگيزه مادى است.خصوصاً اگر فرض كنيم كه وى عقيده خود را مولود وحى از جهان ديگر بداند بطور مسلّم به داورى تاريخ، پايدارى انسان در حفظ چنين عقيده، شديدتر وسخت تر خواهد بود.
انگيزه پيامبران براى جهاد در راه خدا، يك انگيزه معنوى است وآن پاك سازى محيط انسان از شرك ودوگانه پرستى واخلاق نكوهيده است.از اين جهت هر موقع مشركى از فرمانده اسلام بخواهد كه اجازه دهد تا در باره برهان نبوت ودلايل برانگيختگى او از جانب خدا، بررسى كند و از نزديك، سخن خدا را كه برهان رسالت واعجاز جاويد اوست، بشنود، بايد با درخواست مشروع او فوراً موافقت كند. چه بسا ممكن است او با شنيدن سخن خدا منقلب گردد وبه صفوف مسلمانان بپيوندد; نه تنها پيامبر بايد با درخواست او موافقت كند بلكه بايد حفظ جان او را تعهّد كند، واگر پس از شنيدن سخن حق به صفوف مسلمانان نپيوست او را به جايگاه نخست خود بازگرداند، تا هم به تعهد خود عمل كرده باشد وهم راه را براى ديگران باز بگذارد و اين خود نشانه جوانمردى وآزادى و واقع بينى اسلام است كه فردى را كه گام در طريق كشف حقيقت مى نهد، شايسته هماهنگى مى داند وتمام شرايط هدايت او را فراهم مى سازد.
درست است كه در آيه پنجم به قتل ومحاصره مشركان دستور مى دهد، ولى آيه مورد بحث متحريان حقيقت را استثناء نموده وبر همگى امان مى دهد.