منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٠
روى اهميت ونقشى كه پيمان در حيات اجتماعى انسان ها دارد، قرآن مجيد در آيه چهارم، سوره توبه دستور مى دهد كه مسلمانان نسبت به گروهى كه به پيمان خود وفادار مانده اند ودشمنان شما را يارى نكرده اند وفادار بمانند ولى در مقابل، گروه پيمان شكن وكسانى را كه از پشت سر به اسلام خنجر مى زنند ودشمنان اسلام را يارى مى نمايند بكوبند. اين آيه همچنان كه آيات بعدى كه به تفسير آنها خواهيم پرداخت، نكته صدور اين قطعنامه را روشن كرده ومى رساند كه علّت سخت گيرى اين است كه مشركان پيمان شكنى نموده ودشمنان مسلمانان را كمك كرده بودند، ودر اين صورت براى فلسفه بافى خاورشناسان مزدور محلّى باقى نمى ماند.
***
٨ـ پيمان هايى كه ميان دو گروه متخاصم منعقد مى گردد، غالباً محدود وموقت مى باشد از اين جهت مى توان گفت كه تمام پيمان هايى كه ميان پيامبر وگروه مشرك بسته مى شد، همگى محدود بوده است. گروه وفادار از جانب مسلمانان در پوشش امن وامان بوده وگروه پيمان شكن چهار ماه مهلت داشتند كه در اين مدّت تكليف خود را روشن كنند.
گذشته بر اين كه بسيار بعيد است پيامبرى كه براى ريشه كن كردن شرك اعزام شده است، با جامعه شرك پيمان نامحدود ببندد تا در صورت عدم تخلّف، مجبور شود آنان را به حال خود باقى بگذارد وبه بت پرستى ادامه دهند.
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه در عهد رسالت هيچ مشركى با پيامبر پيمان مطلق ونامحدود نداشته است بلكه پيمان هاى پيامبر همگى محدود بوده وآنان نيز به دو گروه تقسيم مى شدند:وفادار، وپيمان شكن.
در اين جا جاى يك سؤال باقى است كه چرا آيات مورد بحث تكليف مشركان معاهد را روشن مى سازد در حالى كه تكليف مشركى كه اصلاً با پيامبر پيمان نبسته بود روشن نشده است؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه در محيط آن روز، يا چنين