منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٦
موردى موفق به رعايت اين وظايف عرفانى نشد وشايسته را بر شايسته تر، مقدّم داشت ولحظه اى به غير مقام ربوبى پرداخت ودر او نوعى انقطاع رخ داد، يك چنين اعمالى در اين شرايط در منطق عرفان جرم وگناهى محسوب مى شود كه استغفار وانابه لازم دارد، هرچند در منطق شرع وبا توجه به موازين كتاب وسنّت، جرم وگناه نيست.
هرگاه شأن نزول برخى از اين آيات ويا قرائنى كه در اطراف آنها وجود دارد، مورد دقّت قرار گيرد، روشن مى گردد كه استغفار به خاطر يكى از اين امور بوده كه عرفان ومعرفت فوق العاده نبوى ايجاب مى كرد كه او كار را به صورت ديگرى انجام دهد. اين همان است كه در اصطلاح مفسّران به آن «ترك اولى»مى گويند.
اگر پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) در اين آيات، به طلب مغفرت مأمور گرديد ويا پيامبران ديگر شخصاً به طلب مغفرت برخاسته ونوح وابراهيم وموسى همگى گويندگان كلمه «اغفر» شدند همه به همين معنى است مثلاً:
حضرت نوح مى گويد: (رَبِّ اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتي مُؤْمِناً) (نوح/٢٨): «پروردگارا من و والدينم و آن كسى را كه وارد خانه ام مى شود بيامرز».
حضرت ابراهيم مى گويد:(رَبَّنَا اغْفِر لي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الحِساب) (ابراهيم /٤١):«بارالها! من و والدينم ومؤمنان را، روزى كه حساب بر پا مى شود، بيامرز».
حضرت موسى مى گويد:«خدايا من وبرادرم را ببخش وما را در رحمت خود وارد ساز».
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:(سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ) : «شنيديم و اطاعت نموديم، خدايا خواهان مغفرت تو هستيم وبه سوى توست بازگشت».
تمام اين مغفرت ها، ناظر به جهتى است كه بيان گرديد و هر انسانى هرچه