منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٨
تو را آموخته است، به من بياموز» درخواست مكرر او سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله) را قطع كرد واين كار سبب شد كه اثر ناخشنودى از كار عبد اللّه در چهره پيامبر (صلى الله عليه وآله)پديد آيد، و از او روى برگرداند و به گفتگوى خود با آنان ادامه دهد در اين حادثه اين آيات فرود آمد از آن به بعد هر موقع پيامبر عبد اللّه را مى ديد، مى گفت آفرين بر كسى كه خدايم در باره او مرا عتاب كرده.[١]
ب: دوّمين شأن نزول اين است كه:پيامبر (صلى الله عليه وآله)با مردى از خاندان «اُميه» سخن مى گفت، ناگهان عبد اللّه وارد شد، پيامبر(صلى الله عليه وآله)، آن نابينا را بر آن مرد اموى مقدّم داشت اين امر سبب شد كه آن مردِ اموى از ديدن او چهره درهم كشيده و از او اعراض كرد، خدا اين حادثه را در اين آيات نقل مى كند.[٢]
٢ـ شأن نزول نخست: داورى ميان اين دو شأن نزول، كار آسانى نيست، زيرا هر يك، مرجّح ويا مرجّحاتى دارد كه كار داورى را مشكل مى سازد ودر هر حال شأن نزول نخست را دو چيز تأييد مى كند:
الف: اين شأن نزول را غالب مفسّران به عنوان شأن نزول منحصر، يا يكى از دو شأن نزول، نقل كرده اند وگرد آوردنده شأن نزولها «واحدى نيشابورى» نيز آن را آورده وچيزى بر آن نيفزوده است.
ب: ظاهر خطابات ششگانه در آيات ياد شده با اين، بيشتر وفق مى دهد زيرا اين آيات بسان شأن نزول نخست حاكى است كه خود پيامبر (صلى الله عليه وآله)، چهره درهم كشيد ورو گردانيد و ـ لذا ـ خدا به او فرمود:(وَما يُدريكَ لعلّه يزَّكّى...) در حالى كه بنابر شأن نزول دوّم، مبدأ اين كارها يك فرد اموى بوده است در اين صورت اين سؤال پيش مى آيد كه اگر ديگرى مبدأ چنين كارى بوده است، پس چرا پيامبر مورد چنين خطابهاى تند وحاد قرار گرفته است چرا خدا به پيامبر (صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: (ما يُدريكَ
[١] اسباب النزول واحدى، ص ٢٥٢ و گروهى از مفسّران اين شأن نزول را نقل كرده اند.
[٢] تفسير على بن ابراهيم قمى، ج٣، و مجمع البيان، ص ٤٣٧; تنزيه الأنبياء، ص١٢٣.