منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٦
از پيامبر پرسيدند كه اين گروه كيانند در اين موقع چشم پيامبر (صلى الله عليه وآله) به سلمان افتاد كه نزد پيامبر نشسته بود. فرمود«هذا وقومه» اين وملّت او، سپس افزود:«لو كان الإيمان منوطاً بالثريا لتناوله رجال من فارس»: اگر ايمان در نقطه دورى باشد مردانى از فارس آن را به دست مى آورند».[١]
تخلّف منافقان از شركت در جهاد
تأكيدات الهى سبب شد كه گروه علاقمند در اين نبرد شركت كنند و از طريق كمكهاى مالى وجانى سپاه منظم ومرتّبى را راهى تبوك سازند، سپاهى كه در باره آن مورخان مى نويسند:
«وكان زادهم الشعير المسوَّس والإهالة السخنة والتمر الزهيد»: آذوقه آنان، جوهاى كرم زده، وروغن گداخته وخرماى دور از رغبت» ولى آنچه اين ضعف مادى را جبران كرد وجود سلاح برنده اى به نام «عشق به لقاء الهى» بود كه كمبودها را برطرف مى كرد ولى در مقابل گروه منافق از شركت در اين جنگ سرباز زدند، وجز عدّه معدودى كه براى خرابكارى در آن شركت جسته بودند ودر اثناى راه تصميم بر ترور پيامبر (صلى الله عليه وآله)گرفتند، كسى از آنان شركت نكرد.
به خاطر يك چنين ياغيگرى وسرپيچى روشن، خدا پرده ها را بالا مى زند وبه توبيخ وانتقاد منافقان مى پردازد وانتقادى كه از منافقان در اين سوره انجام گرفته، در هيچ سوره اى انجام نگرفته است وتفسير مجموع آياتى كه مربوط به منافقان است ، مايه گستردگى سخن است، از اين جهت به تفسير آياتى كه مربوط به جنگ «تبوك» است مى پردازيم وتفسير آيات ديگر را به وقت ديگرى موكول مى كنيم.
علل تخلف منافقان عبارت بود از:
١ـ فقدان انگيزه هاى مادى.
[١] تفسير مجمع البيان، ج٥، ص ١٠٨.