منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨
«اَللّهُمَّ اغْفِر ليَ الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ... اَللّهُمَّ اغْفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ... اَللّهُمَّ اغْفِر لِي كُلَّ ذَنْب أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطِيئَة أَخْطَأْتُها».
«بار خدايا آن گناهان مرا كه رابطه ام را از تو قطع مى كند ببخش بارالها هرگناه وخطايى كه از من سرزده همه را بيامرز!...».
آيا منظور آنها از اين تعبيرات، تنها مردم بوده كه طرز مكالمه با خدا وطريق طلب آمرزش را ياد بگيرند ويا آنكه حقيقت ديگرى در اين نوع تعبيرات نهفته است؟
پاسخ: دانشمندان اسلامى از قديم به اين ايراد، توجه داشته وپاسخهاى گوناگون به آن گفته اند كه شايد روح همه آنها يك چيز باشد و آن اين است كه گناه ومعصيت، در اين گونه موارد، همه جنبه نسبى دارد، نه اين كه از قبيل گناهان مطلق ومعمولى باشد.توضيح اينكه: در تمام امور اجتماعى، اخلاقى، علمى، تربيتى ودينى انتظاراتى كه از افراد مختلف مى رود همه يكسان نيست.
ما از ميان صدها مثالى كه ممكن است براى روشن شدن اين مطلب آورد، تنها به نمونه زير اكتفا مى نماييم:
هنگامى كه عدّه اى براى انجام يك خدمت اجتماعى پيشقدم مى شوند وتصميم مى گيرند مثلاً يك بيمارستان براى مستمندان بسازند، اگر يك كارگر وفرد معمولى كه درآمدش براى مخارج خودش كافى نيست، مبلغ مختصرى به اين كار كمك كند، بسيار شايان تقدير است، امّا اگر همين مبلغ را يك فرد بسيار ثروتمند وپولدار بدهد، نه تنها قابل تقدير نيست، بلكه يك نوع نفرت وناراحتى وانزجار نيز ايجاد مى كند.
يعنى: همان چيزى كه نسبت به يك فرد، خدمت قابل تحسينى محسوب مى شد، از يك فرد ديگر، كار ناپسندى شمرده مى شود با آنكه از نظر قانونى چنين شخصى به هيچوجه مرتكب حرام وخلافى نشده است.
دليل اين موضوع، همان طورى كه در بالا تذكر داده شد، اين است كه