منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٠
از «مناقشه» حقيقت يابى نبوده و جز لجاجت، چيزى در كار نباشد.
از اين جهت در آيات ديگر مى فرمايد:(وَ مَنْ يُشاقِقِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَديدُ الْعِقابِ) (انفال/١٣):«هر كس با خدا و پيامبر او به مخالفت برخيزد، خدا سخت كيفر است».
با اين بيان مفاد ديگر آياتى كه مجادله با پيامبر را نكوهش مى كند، روشن مى گردد چنانكه مى فرمايد:
(يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ) (انفال/٦):«با تو پس از روشن كردن واقعيتها مجادله مى كنند».
اين نوع مجادله ها كه براى حقيقت يابى و واقع بينى صورت نمى گيرد، محرَّم و ممنوع است ولى اگر طرف به خاطر درك حقيقت از درِ جدال وارد شود وسرانجام پس از روشن گشتن حق، از حق پيروى نمايد هرگز حرام نبوده وپيامبر نيز به اين نوع مذاكره ها گوش فرا مى دهد ومجادله مردم نجران با پيامبر اين نوع از مجادله بود و قرآن آن را در سوره آل عمران آيه هاى ٥٩و٦٠ نقل نموده است.
٣. رعايت وقت پيامبر (صلى الله عليه وآله)
برخى از ياران پيامبر خواستار آن بودند كه پيامبر وقت خصوصى در اختيار آنان بگذارد ولى موافقت با اين درخواست، مايه اتلاف وقت گرانبهاى پيامبر بود.
از طرف ديگر بستن اين باب به طور كلى مقرون به مصلحت نبود، زيرا چه بسا مطالبى بايد به طور خصوصى به پيامبر برسد وديگرى از آن آگاه نگردد، در اين موقع براى جلوگيرى از تفويت وقت پيامبر، مقرر شد كه هركس بخواهد، با پيامبر خصوصى سخن بگويد، بايد قبلاً مبلغى به عنوان صدقه بپردازد تا از اين طريق، فقط كسانى كه واقعاً كار جدّى دارند، به طور خصوصى سخن بگويند.
اين حكم الهى روى مصالحى هرچند بعدها نسخ شد ولى عملاً ثابت نمود كه