منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٢
هرچه تمامتر حاضر است عزيزترين وگرامى ترين افراد نزديك خود را در معرض فنا ونابودى واقع سازد.
هنوز سران هيئت نمايندگى در اين گفتگو بودند، كه ناگهان قيافه نورانى پيامبر (صلى الله عليه وآله) با چهار تن ديگر كه سه تن از آنها شاخه هاى شجره وجود او بودند براى مسيحيان نجران نمايان گرديدند و همگى با حالت بهت زده وتحيّر به چهره يكديگر نگاه كردند و از اين كه او جگرگوشه هاى معصوم وبى گناه ويگانه دختر ويادگار خود را به صحنه مباهله آورده است، انگشت تعجّب به دندان گرفتند و همگى گفتند كه اين مرد به دعوت ودعاى خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه يك فرد مردّد، عزيزان خود را در معرض بلاى آسمانى وعذاب الهى قرار نمى دهد.
اسقف نجران گفت:«من چهره هايى را مى بينم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهى بخواهند كه بزرگترين كوهها را از جاى بكند، فوراً كنده مى شود وهرگز صحيح نيست ما با اين قيافه هاى نورانى وبا اين افراد با فضيلت، مباهله نماييم، زيرا بعيد نيست كه همه ما نابود شويم، وممكن است دامنه عذاب گسترش پيدا كند، وهمه مسيحيان جهان را بگيرد ودر روى زمين يك مسيحى باقى نماند».
انصراف نمايندگان نجران از مباهله
هيئت نمايندگى با ديدن وضع ياد شده وارد شور شدند وبه اتّفاق آراء تصويب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند وحاضر شدند كه هر سال مبلغى به عنوان «جِزيه» (ماليات سالانه) بپردازند ودر برابر آن، حكومت اسلامى از جان ومال آنان دفاع كند. پيامبر (صلى الله عليه وآله)رضايت خود را اعلام كرد، قرار شد هر سال برابر پرداخت يك مبلغ جزئى، از مزاياى حكومت اسلامى برخوردار گردند، سپس پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: «عذاب سايه شوم خود را بر سر نمايندگان مردم نجران گسترده بود واگر از درِ ملاعنه ومباهله وارد مى شدند، صورت انسانى خود را از دست داده و از آتشى كه در بيابان بر افروخته مى شد، مى سوختند و دامنه عذاب به سرزمين «نجران» كشيده