منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨
تفسير آيات
واژه «أُمّى» به شكلهاى «أُمّى»، «أُمّيّون» و «أُميّين» شش بار[١] در قرآن وارد شده ودر همه جا مقصود از آن يك چيز بيش نيست وآن انسان يا انسانهايى است كه به همان وضع كه از مادر متولّد شده اند، باقى بمانند ومقصود از بقاء به همان كيفيت، اين است كه وضع او نسبت به خواندن ونوشتن تغيير نكند واگر در روزهاى نخستين قادر به خواندن و نوشتن نبود به همان حالت باقى بماند ووضعش دگرگون نگردد; در زبان عرب به چنين وضع دست نخورده و دگرگون نگشته اى، «امّية» وبه شخص آن «امّى» مى گويند ومفهوم «امّى» در زبان فارسى «درس نخوانده» ومفهوم دور از واقع آن در زبان عاميانه «بى سواد» است از آنجا كه تعبير اخير، دور از مفهوم واقعى آن مى باشد، وتا حدّى اهانت به شمار مى رود، بايد از به كار بردن آن جدّاً خوددارى كرد و در تفسير معناى «امّى» وترجمه آيات، لفظ «درس نخوانده» را برگزيد.
قرآن در دو مورد، پيامبر گرامى را، به لفظ «امّى»توصيف مى كند ومى رساند كه او پيش از بعثت تا لحظه نزول آيات «امّى» بوده است آنجا كه مى فرمايد:
١ـ (اَلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَوراةِ وَالإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهيهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأغلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوْهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ). (اعراف/١٥٢)
«آنان كه پيروى مى نمايند از فرستاده خدا، پيامبر «أُمّى» كه نبوت وصفات ونشانه هاى او را در تورات وانجيل كه نزدشان هست مى يابند، آنان را به نيكى فرمان
[١] به سوره هاى اعراف آيه هاى ١٥٧ و١٥٨ و بقره آيه ٧٨ و آل عمران آيه هاى ٢٠ و٧٥ و جمعه آيه ٢ مراجعه فرماييد.