منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٢
ورزيده، وسايل لازم پيشروى وگشودن دژ را در اختيار آنان مى گذارد، وفرمان بالا رفتن را صادر مى نمايد.
آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده، ودر پايين كوه مى مانند، هيچ گاه مشمول حمايت او نمى گردند، امّا آن گروه كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا مى روند، اگر چه در بعضى از گذرگاهها بلغزند، ويا صعود وبالا رفتن در بعضى از نقاط حساس كوه براى آنها مشكل باشد، فرمانده دلسوز مراقب حال آنها بوده و در نقاط حساس به آنها كمك كرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد.
اين نوع مراقبت وكمك، يك نوع شفاعت از آن افرادى است كه در مسير هدف گام بر مى دارند، وهيچ اشكالى ندارد كه فرمانده دلسوز پيش از صعود به كوه اين مطلب را اعلام كند و بگويد اگر شما در نقاط حساسى از صعود باز بمانيد، از كمكهاى بيدريغ من محروم نخواهيد ماند، ومن با تمام قوا كوشش مى كنم كه شما را در اين هدف كمك كنم.
يك چنين اعلام قبلى، افراد را براى كار دلگرم كرده ونور اميد را در دل آنان پديد مى آورد وبر قدرت وپايدارى آنان مى افزايد، و در حقيقت يك نوع تربيت و وسيله تكامل است.
در اين جا بايد بگوييم كه: اعتقاد به شفاعت در صورتى مى تواند مؤثّر و سازنده باشد كه دور از هر نوع عوام فريبى تفسير شود وحساب شفاعتى كه قرآن و حديث ويا عقل وخرد ما را به سوى آن دعوت مى كند، از شفاعتى كه در اذهان برخى از دور افتادگان از تعاليم اسلام وجود دارد، جدا گردد، زيرا گاهى تفسيرهاى غلط براى شفاعت از طرف افراد ناروا، مردم را از درك حقيقت شفاعت باز مى دارد و ما را به ياد شعر شاعرى (حاجب) مى اندازد كه فكر مى كرد در روز رستاخيز دست على در باره شفاعت گنهكاران آن چنان باز است كه علاقه مندان وى به اطمينان شفاعتش هرچه بخواهند مى توانند گناه كنند، از اين جهت به افتخار امام قصيده اى