منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨١
قدرتى به او، جز استبداد و حكومت فرد بر جمع چيز ديگرى نبود، در حالى كه او چنين نيست او يك فرد وارسته از هر نوع خودخواهى است كه جز رضاى خدا خواهان چيزى نيست. او در رفتار و گفتار خود، به وسيله «روح القدس» تأييد شده و از هر لغزشى مصون مى باشد در اين صورت امر و فرمان او مظهر فرمان خداست كه از زبان او به مردم ابلاغ مى گردد.
به خاطر چنين عصمت ومصونيتى است كه خدا در دو آيه زير، هر نوع پيشدستى را بر او تحريم مى كند و مى فرمايد:
٧ـ (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَي اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَميعٌ عَليمٌ) (حجرات/١) :«اى افراد با ايمان بر خدا و رسول او پيشى نگيريد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد خدا شنوا و دانا است».
٨ـ (وَاعْمَلُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في كَثير مِنَ الأَمْرِ لَعَنِتُّمْ) (حجرات/٧): «بدانيد در ميان شما است پيامبر خدا اگر در بسيارى از امور از شما پيروى كند شماها به زحمت مى افتيد».
ولى با اين مقام و موقعيت، خدا روى مصالحى به پيامبر فرمان مشاوره مى دهد، تا از اين طريق شخصيت اجتماعى بزرگان صحابه را حفظ نمايد چنانكه مى فرمايد:
٩ـ (فاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ) (آل عمران/١٥٩):«از آنان در گذر و براى آنان طلب آمرزش كن و در امور مشورت بنما».
دلائل اطاعت پيامبر بيش از آن است كه در اين جا منعكس گرديد، آنچه مهم است تعيين حدود اطاعت و قلمرو آن است كه به گونه اى فشرده بيان مى گردد:
قلمرو هاى سه گانه اطاعت: با توجه به آياتى كه در زمينه اطاعت رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) وارد شده مى توان قلمرو اطاعت او را در زمينه هاى مسائل سياسى و قضايى و نظامى محدود ساخت.