منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٣
طبق مفاد اين دو آيه، قرآن كتاب حق و استوارى است كه باطل به آن راه ندارد و تا روز قيامت از نفوذ باطل به آن مصون و محفوظ مى باشد ونتيجه اين مى شود كه حجيّت قرآن ابدى باشد و ابدى بودن حجّيت قرآن مساوى است با ابدى بودن رسالت پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)و شريعت اسلام و اين كه پس از او پيامبر و شريعت ديگرى نخواهد آمد.
به بيان ديگر: هنگامى كه حقانيّت هميشگى قرآن و شريعت اسلام تا روز رستاخيز ثابت شد اگر كتاب وشريعت ديگرى بيايد يا عين شريعت اسلام خواهد بود ويا غير آن، اگر عين آن باشد، نياز و احتياجى به دوّمى نيست واگر مخالف شريعت اسلام باشد يعنى قسمتى از احكام آن مخالف و نقيض احكام اسلامى باشد يا بايد هر دو حق يا يكى حق و ديگرى باطل.
اگر بگوييم هر دو حق است نتيجه اين مى شود كه دو حكم متناقض هر دو حق باشد و اين محال است.
پس بايد يكى حق باشد و ديگرى باطل و از آنجا كه قرآن به صراحت كامل حقانيت ابدى شريعت اسلام وقرآن مجيد را تصديق نموده است، نتيجه اين مى شود كه كتاب و شريعت بعدى باطل باشد يعنى كتاب وشريعت آسمانى نبوده و آورنده آن به دروغ چنين نسبتى را به خداى متعال داده است.
گواه چهارم از قرآن براى خاتميت
(وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرانُ لأُنْذِرَكُمْ بِهِ و َمَنْ بَلَغَ) (انعام/١٩).
«بگو اين قرآن به من وحى شده است تا شما و هر كه را قرآن به او مى رسد به وسيله اين قرآن بيم دهم و انذار كنم».
مرحوم شيخ طبرسى در تفسير اين آيه مى نويسد:
«يعنى اين قرآن به من وحى شده است تا به وسيله آن شما و تمام كسانى را كه