منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٣
١ـ يا شركت مى كردند، ونهى او را اطاعت مى نمودند ودر صفوف مسلمانان وارد شده، ورو به سوى جبهه مى آوردند.
٢ـ با نهى صريح او مخالفت كرده و از فرمان صريح سرپيچى مى نمودند.
هر دوصورت خالى از مفسده نبود، زيرا اگر در جهاد شركت مى كردند، به تصريح آيه ٤٧ سوره برائت جز تباهى در امور و فتنه جويى كار ديگر انجام نمى دادند و اختلاف كلمه ودو دستگى ميان ارتش پديد مى آوردند ومفسده آن به مراتب بيش از تخلّف آنان از جهاد بود.و در صورت دوّم، يعنى با نهى پيامبر (صلى الله عليه وآله)مخالفت مى نمودند ودر مدينه مى ماندند در اين صورت رعب وعظمت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) از بين مى رفت و كم كم جرئت وجسارت منافقان از مرحله سرّى به مراحل ديگرى كشيده مى شد.
بنابراين پيامبر (صلى الله عليه وآله) با آن بصيرت خدادادى، صلاح در اين ديد كه اگر منافقان براى توقّف در مدينه اذن بطلبند، به آنان اجازه دهد تا از شر هر دو مفسده آسوده گردد.
منظور از عفو درآيه چيست؟
اين تصوّر ما است كه هركجا عرب جمله (عَفَا اللّهُ عَنْكَ)را بكار برد ناچار بايست طرف خطاب مرتكب جرمى شده باشد، در صورتى كه چنين نيست بلكه جمله مزبور مانند جمله ايست كه به عنوان تحيت به خلفاء وامراء مى گفتند مانند: «اصلح اللّه حال الأمير»، وهرگز معناى آن اين نيست كه حال امير بد است، وخدا او را رو براه كند، بلكه اين سنخ گفتارها تحيّت ودعايى بوده كه به يكديگر مى نمودند.
جمله (لِمَ أَذِنْتَ) اگر چه متضمن توبيخ است ولى حقيقت توبيخ متوجه منافقين مى باشدنه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)، ومقصود اين است كه وضع منافقان ونفاق ودروغ آنان به قدرى واضح وآشكار است كه آزمايش مختصرى در رفع پرده نفاق آنان