منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٤
علاوه بر آن، اين دو ركن ومانند آنها را بپا دارد. ودر غير اين صورت كافر خواهد بود. از اين جهت در نظر اين گروه فرد مرتكب گناه كبيره مؤمن نيست. ودليل اين گروه اين آيه وامثال آنست كه علاوه بر ايمان وتوحيد وتوبه، نماز وزكات را نيز شرط كرده است[١] ولى بر خلاف اين نظر، حق اين است كه ايمان داراى درجاتى است.
درجه اى از آن، سعادت انسان را پى ريزى مى كند و او را از عذاب دوزخ مى رهاند واين همان ايمان است كه بايد با عمل به فرايض وخوددارى از گناهان همراه باشد، نه تنها بايد نماز بخواند بلكه بايد به تمام وظايف دينى ومذهبى خود عمل نمايد.
مرحله ديگر اين است كه او را جزء جامعه اسلامى قرار مى دهد ومسلمانان موظف هستند كه مال وجان او را محترم بشمارند وبا او روابط زناشويى برقرار نمايند. در اين مرحله گفتن كلمه «توحيد» وشهادت بر رسالت و معاد كفايت مى نمايد وهرگاه چنين فردى به وظايف دينى خود عمل نكرد زمامدار مسلمانان بايد او را حدّ شرعى بزند ومجازات كند وهرگز شخصى با ترك نماز و زكات از اسلام خارج نمى گردد. امّا چرا در اين مورد «مشركان پيمان شكن» علاوه بر ايمان بايد اين دو ركن را بپا دارند؟ به خاطر اينكه مشركان پيمان شكن با ديگران فرق داشتند وروى جهاتى نبايد به قول ظاهرى آنان اكتفا كرد. آنها كسانى بودند كه با مسلمانان پيمان بستند ودر مواقع حسّاس پيمان شكنى كردند. از اين لحاظ تا از آنان كه سوابق سوئى در شكستن پيمان دارند اعمال نيك وكردارهايى صحيح كه حاكى از ايمان واقعى آنها باشد ديده نشود، نبايد به ايمان ظاهرى آنها اعتماد نمود، به خاطر اين جهت در باره چنين گروهى طور ديگر رفتار شده وبه تسليم ظاهرى اكتفاء نگرديده است اگر چه در ساير جاها تنها اظهار ايمان براى رعايت مقررات ظاهرى اسلام در حقّ اظهار كننده كافى است.
[١] به جلد سوّم «بحوث فى الملل والنحل»، نگارش جعفر سبحانى مراجعه شود.