منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٥
بيرون نبوده وفقط گناه وى همان تبليغ اسلام و سرانجام تفرقه بوده است.در حالى كه يكى از گناهان او پس از هجرت تشكيل حكومت قدرتمندى بود كه توانست در پرتو يك ارتش منظم، قواى كفر را درهم بشكند وقهرمانان آنها را به خاك مذلّت بيفكند.وهرگز نمى توان گفت مقصود از گناهان متأخّر، گناهان پس از نزول اين سوره است زيرا غفران موقعى اطلاق مى گردد كه طرف بالفعل گناهى داشته باشد وپس از فتح حديبيه ويا مكه از نظر قريش پيامبر (صلى الله عليه وآله) مرتكب ذنبى نگشت كه فتح، آن را بپوشاند.
با توجه به اين مقدمات پنج گانه ، مفاد آيه آن چنان روشن مى گردد كه ديگر به توضيح زايد احتياج نيست وكليد فهم مفاد آيه دو چيز است:
الف: مقصود از ذنب، ذنب الهى نيست، بلكه ذنبى است كه قريش او را به آن متهم كرده بودند.
ب: هدف بودن مغفرت وپوشانيدن ذنوب در صورتى به نحو صحيح تجلى مى كند كه مقصود ذنب نِسبى وحاكم وداور آن قريش ودشمنان پيامبر باشد، نه ذنب الهى ومخالفت با تكاليف الزامى خداوند بزرگ.
گفتارى از امام هشتم(عليه السلام) : بيان ياد شده صورت گسترده از گفتار امام رضا(عليه السلام) است آنگاه كه مأمون از حضرت مفاد آيه را سؤال كرد:
ـ مأمون: اى فرزند پيامبر آيا از عقايد شما اين نيست كه پيامبران از گناه معصوم وپيراسته اند؟
ـ امام(عليه السلام) :چرا.
ـ مأمون: پس معنى گفتار خدا در باره پيامبر بزرگوارمان چيست؟ آنگاه كه فرمود:(لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ)؟
ـ امام(عليه السلام) : هيچ كس در نزد مشركان مكه به اندازه پيامبر خدا ، جرم نداشت آنان سيصد وشصت بت را مى پرستيدند آنگاه كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)آنان را به يكتا پرستى