منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢١
«خدا بر دلها وبر گوشهاى آنان مهر زده وبر چشمهاى آنان پرده است».
هنگامى كه عناد وتعصب شخص كافر به درجه اى رسيد كه از ايمان وبازگشت او به سوى خدا نوميدى حاصل شد، در اين موقع خداوند بر دل وقلب او مهر مى زند، همچنان كه ما، در شيشه ها را مهر وموم مى كنيم! در اين صورت دل وقلب آنها مانند ظرف مهر شده اى مى شود كه هيچ منفذى نداشته باشد، نه ايمان داخل آن مى شود ونه كفر از آن خارج مى گردد.
چنانكه ملاحظه مى فرماييد: «ختم» در اين آيه كنايه از خاتمه پيدا كردن كار است، يعنى كفر والحاد وتاريكى روح آنان به درجه اى مى رسد كه جاى اميد براى تأثير نور حق وكلمات الهى در آنها باقى نمى ماند، همانطور كه مهر كردن نامه علامت آن است كه نويسنده همه مقصود خود را نوشته وچيز ديگرى باقى نمانده است.
بنابراين معناى ختم نبوت اين است كه موضوع نبوت به مرتبه نهايى رسيده و به وسيله پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)باب نبوت وپيامبرى مهر شده وبه روى هيچ كس تا دامنه قيامت باز نخواهد شد.
گفتار دانشمندان در معناى خاتم
١ـ «ابن فارس» كه يكى از بزرگترين دانشمندان علم لغت است مى نويسد:معناى اصلى ختم به آخر رسيدن است، در زبان عربى مى گويند:«خَتَمْتُ الْعَمَلَ» يعنى كار را به آخر رساندم، وهمچنين مى گويند:«خَتَمَ القارِئُ السُورَة» يعنى قارى قرآن، سوره را به پايان رسانيد وتا آخر آن را خواند، و از همين باب است ختم به معناى مهر كردن، زيرا آخرين مرحله حفظ بعضى از اشياء اين طور است كه درب ظرف وشيشه را مهروموم مى كنند.
«خاتم»ـ به فتح وكسر تا ـ هم از همين باب است، زيرا مرسوم است كه به